حزب اعتماد ملی به مناسبت روز معلم بیانیه‌ای را منتشر کرد.

دوازدهم اردیبهشت، روز معلم را به تمام مردان و زنانی که خالصانه به فکر دانایی، توانایی و روشنایی بخشیدن به عقل و روان آینده‌سازان این مرز و بوم هستند، تبریک می‌گوییم.

همچنین یاد و خاطره معلم مبارز دکتر ابوالحسن خانعلی، که حدود پنج دهه پیش در استیفای حقوق فرهنگیان به شهادت رسید و همچنین استاد شهید مرتضی مطهری را که خود قربانی نگاهی متحجرانه و افراطی شد، گرامی داشته و تمام مجاهدت‌ها و تلاش‌های صورت گرفته توسط معلمان در مسیر آزادیخواهی و مبارزه با ظلم را در یک سده اخیر ارج می‌نهیم. آزادی‌خواهی و مبارزه برای تحقق عدالت همان مسیر مجاهدانه‌ای بود که استاد شهید بدان باور داشته و معتقد بود «رشد یک ملت به این است که آزادش بگذاریم ولو در آن آزادی ابتدا هم اشتباه بکند، صدبار هم اشتباه بکند، باز باید آزاد باشد».

بدون تردید آنچه امروز در نظام آموزشی کشور جریان دارد نه زیبنده معلمان است و نه نویدبخش آینده‌ای درخشان برای فرزندان این مرز و بوم. حزب اعتماد ملی فرصت را مغتنم شمرده و به مناسبت گرامیداشت روز معلم، مهمترین چالش‌ها و دغدغه‌‌های نظام آموزشی کشور را به اختصار یادآور می‌شود:

۱- توسعه را حاصل فرایند تحول بنیادین باورهای فرهنگی، نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی به منظور خلق و متناسب شدن با ظرفیت‌‌های جدید و ارتقاء کمی و کیفی قابلیت‌ها و توانایی‌‌های انسانی، آموزشی، سیاسی و اقتصادی می‌شناسند. برای رسیدن به توسعه همه جانبه و ملی، چاره‌ای جز تحول در نظام آموزش و پرورش نیست. به رغم همه فعالیت‌ها و تلاش‌های صورت گرفته شاخص‌‌های رتبه‌بندی توسعه در ایران به نسبت نیم قرن گذشته، تفاوت چندانی نکرده است. بدون تردید یکی از اصلی­ترین دلایل این عدم توفیق، توجه نکردن به امر خطیر آموزش و پرورش بوده و علیرغم تغییرات ظاهری در نظام آموزشی، محصول خروجی آن برای توسعه و توسعه‌یافتگی مناسب و متناسب نیست.

نگاهی گذرا و اجمالی به جایگاه آموزش و پرورش و معلم در میان برنامه‌‌های کلان ملی و اسناد بودجه دلالت روشنی است بر این مهم که عظیم‌ترین دستگاه ملی کشور هم نیازمند نوسازی و هم تغییر رویکرد کلان است.

۲- معلمان فرهیخته و دلسوز‌ زیادی با شرافت مشغول کار در نظام آموزشی هستند، اما نباید فراموش کرد که تعدادی از این صنف فرهنگی و فرهیخته دچار آسیب‌ها و مشکلاتی جدی شده­اند. این مشکلات نیز حاصل غفلت تصمیم‌گیران نسبت به وضعیت معیشتی و منزلت آنان در جامعه است. متاسفانه تاخیر و تعلل در عمل به وعده‌‌های مختلف در خصوص مطالبات فرهنگیان به بی‌اعتمادی این قشر دلسوز دامن زده است. لذا ضروری است به مطالبات معیشتی از جمله ضرورت دریافتی بالای خط فقر، همسان‌سازی حقوق ایشان متناسب با دریافتی سایر دستگاه‌های اجرایی و تضمین معیشت با عزت آموزگاران شاغل و بازنشسته و برخورداری از بیمه‌‌های کارآمد اهمیت ویژه‌ای داده شود.

۳- معلم رکن اصلی نظام آموزشی است. در دنیای پرشتاب و جامعه ارتباطی و شبکه‌ای امروز، نیازمند معلمانی توانمند و آشنا به مسائل روز هستیم. تاریخ ایران شاهد حضور نخبگانی توانا در راه افزایش سوادآموزی در بی‌امکانات‌ترین نقاط کشور و مناطق عشایری بوده تا جایی‌که مورد تمجید جامعه بین‌الملل نیز قرار گرفته­اند. در شرایط کنونی ضروری است شیوه‌‌های جذب و انتخاب معلمان به گونه‌ای باشد که نخبگان جوان جامعه ترغیب شوند تا در نظام آموزشی کشور به خدمت بپردازند. نه آنکه نخبگان به دلیل روش‌های سختگیرانه گزینش و جذب از یکسو و وضعیت نامناسب معیشتی معلمان از سوی دیگر این مهم را رها سازند. توانمندسازی معلمان ضرورتی اجتناب­ناپذیر است و در سال‌های گذشته با تلاش‌های قابل ستایش، کرسی یونسکو با عنوان «معلمان به عنوان یادگیرندگان مادام العمر» در ایران راه اندازی شده است اما فراموش نکنیم، اگر امنیت اجتماعی و معیشتی انسان‌ها تأمین نشود، کمتر فردی به دنبال خودشکوفایی و فضیلت‌های اجتماعی می‌رود، چه برسد به دیگران بخواهد بیاموزد.

۴- پایداری ملت‌ها به حفظ هویت ملی و فرهنگی آن کشور است. گستره ارتباطات و وسائل ارتباطات جمعی از یکسو باعث افزایش آگاهی‌‌های نوجوانان و پرسشگری آنها از نقصان‌ها و کاستی‌ها می‌شود و از سویی دیگر دغدغه‌مندی عده‌ای را در خصوص هویت فرهنگی در پی داشته است. معلمان آزاده نیز از یکسو به دنبال پرورش نوجوانانی هستند که به سربلندی و آبادانی ایران عزیز کمک کنند و از دیگر سو نه می‌خواهند و نه وجدان آگاهشان اجازه می‌دهد، توجیه کننده کاستی‌ها و مروج بداخلاقی‌‌های جامعه و جهل مقدس باشند. پویایی فرهنگ و حفظ هویت ملی ریشه در حریت و آزادگی معلمان دارد. نظام سیاسی کشور باید نسبت به جایگاه معلم و منزلت آن تغییر نگرش دهد. امید است در ایامی که فشارهای خارجی بر کشور فزونی می‌شود، موارد مختلف تنگ نظری‌ها و محدودیت‌‌های امنیتی و سیاسی از برخی معلمان آزاده نیز برداشته و فهرست طولانی معلمان زندانی و تبعیدی همچون اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، محمد حبیبی، علی اکبر باغانی، رسول بداقی وتعداد دیگری معلم گمنام که به دلیل خواسته­های صنفی و مدنی در بازداشت به سر می برند، کاهش یافته و فعالیت معلمان در تشکل­های صنفی فرهنگیان بدون هزینه انجام شود.

۵- به رغم همه تنگنای مالی و سختی‌‌های بودجه آموزش و پرورش که بر هیچ کس پوشیده نیست اما عدالت آموزشی آرمانی والا و پیگیری آن وظیفه مسئولان است. متاسفانه فاصله ارائه خدمات و کیفیت آموزشی میان مدارس دولتی و غیردولتی هر روز بیشتر می‌شود. بدون تردید آرزوی همه پدرها و مادرها موفقیت تحصیلی، اخلاقی و اجتماعی فرزندانشان است. ولی نباید این فاصله به گونه‌ای باشد که خانواده‌‌های ایرانی احساس کنند، تحقق موفقیت فرزندانشان علاوه بر تلاش و پشتکار و استعداد؛ به وضعیت معیشتی آنها هم ارتباط مستقیم پیدا کرده است. گام‌‌های صورت گرفته در سال‌های اخیر در راستای عدالت آموزشی، حذف مافیاهای مختلف کنکور و کتب کمک آموزشی را باید به فال نیک گرفت و امیدوار بود مسئولان آموزش و پرورش با اراده‌ای جدی و به دور از تاثیرپذیری از هیاهوی مافیای ثروت و قدرت این مهم را پیگیری کنند.

۶- واقعیت عملکرد چهل ساله اداره کشور نشان می‌دهد‌ آموزش و پرورش به جز دوران کوتاه شهید باهنر کمتر کانون نگاه توجه اصلی دولت‌ها بوده است. امید آنکه تصمیم‌گیران عرصه آموزش و پرورش پذیرای نظرات کارشناسان بوده و مقدمات تحول در نظام آموزشی را فراهم کنند. برای رسیدن به این تحول، نیازمند استفاده از نظرات دانشمندان و صاحبنظران نه به عنوان یک رفتار نمایشی و تبلیغی بلکه به عنوان یک راهبرد اساسی برای خروج از بن‌بست‌های نظام آموزشی در ایران هستیم.

حزب اعتماد ملی

۱۲ اردیبهشت ۹۸

طی روزهای آتی، بیانیه تفصیلی و تحلیلی حزب در قالب منشور آموزش و پرورش منتشر خواهد شد.