✅ با رد صلاحیت‌های گسترده و فله‌ای، تصمیم گیران و تصمیم سازان از بعد جمهوریت عبور کرده‌اند. از آغاز نهضت، تلاش و تدبیر حضرت امام راحل بر این بود که بعد جمهوریت نظام را با رفراندوم و با انتخابات شکل دهد، سامان بخشد و نهادینه کند، اما در این انتخابات پیش رو می بینیم برخی […]

با رد صلاحیت‌های گسترده و فله‌ای، تصمیم گیران و تصمیم سازان از بعد جمهوریت عبور کرده‌اند. از آغاز نهضت، تلاش و تدبیر حضرت امام راحل بر این بود که بعد جمهوریت نظام را با رفراندوم و با انتخابات شکل دهد، سامان بخشد و نهادینه کند، اما در این انتخابات پیش رو می بینیم برخی قصد عملی عبور از بعد جمهوریت داشته و رد صلاحیت‌های بدون حساب و کتاب در گستره وسیع صورت داده و قلع و قمع عجیبی راه انداخته اند.

اظهار نظراتی چون اظهارات جناب علم الهدی و کوشکی کارشناس و مجری صدا و سیما موید و دنبال کننده همین پروژه حذف و عبور از جمهوریت نظام است.

شاهد هستیم که خیل عظیمی از ردصلاحیت شدگان به خاطر وجاهت و داشتن پایگاه مردمی و صرف منتقد بودن رد صلاحیت شدند.

خروجی حذف منتقدان و این ردصلاحیت های فله ای ، برگزاری انتخاباتی کم رنگ، بی رمق، بدون شور و التهاب انتخاباتی و با حضور یک جناح خاص و یک سلیقه از هم‌اکنون مشخص است.

این در حالیست که مردم ایران تجربه ی بیش از یک قرن آشنایی با مجلس را دارند ، مردم ایران از دوران مشروطه با مجلس آشناست.
ملت ما از همان آغاز مشروطیت تاکنون همواره بدنبال مجلسی مقتدر و کارساز بوده است، مجلسی که نمایندگانی مانند شهید مدرس، دکتر مصدق و… داشته باشد؛ مجلسی که زنده، پویا و محدود کننده قدرت باشد و ناظر بر حکومت و ارکان آن باشد.

پیامد شکل گیری مجلسی ضعیف، دیکتاتوری و استبداد است. آیا مجلس جناحی و متشکل از اقلیتی از مردم، می‌تواند مدافع حقوق ملت باشد؟ آیا یک مجلس ضعیف می تواند مستقل از قدرت حاکمیت، منتقد و ناظر بر حکومت و حاکمان باشد؟

گرچه دیر است و فرصت ها کم کم دارد از دست می‌رود اما حکومت بایستی در بحث ردصلاحیت ها، تجدیدنظر جدی کند.

  • نویسنده : سید مهدی موسوی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی