حالا می توان گفت که حسن روحانی پس از انتخابات 96، با چرخش به راست تعجب برانگیز خود، سنگرهای خود را یک به یک از دست می دهد. این سنگرها در حالی فتح می شوند که تقریبا مخالفان رئیس جمهور تلاش چندانی برای فتح آنها نمی کنند و عمدتا با انفعال وی حاصل شده است.

بدعهدی حسن روحانی نسبت به اصلاح طلبان و چرخش به راست وی که احتمالا با قدرت گرفتن محمود واعظی بوجود آمد، بیشترین ضربه را به شخص رئیس جمهور وارد آورد. محافظه کاری بیش از حد روحانی و عدم شفافیت و صداقت وی با بدنه حامی و عدم صراحت در طرح ها و ایده های بلندمدت باعث بی حس شدن سبد رای وی نسب به مجموع اتفاقاتی است که در یک سال و اندی گذشته که از عمر دولت دوازدهم می گذرد، شده است.

در دی ماه سال ۹۵ و درست چند ماه قبل از ورود به کارزار انتخابات دوازدهم، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی دار فانی را وداع گفت. بالانسر اصلی قدرت در جمهوری اسلامی و تنها حلقه ارتباطی اصلاح طلبان و معتدلین با بالاترین سطوح نظام در شرایطی دنیا را ترک گفت که بدون شک اشک های رئیس جمهور در مراسم بدرقه وی نشان از این بود که روحانی بزرگترین حامی خود در حاکمیت را از دست داده است. بزرگترین سنگر حسن روحانی با مرگ هاشمی فتح شد و افراطیون به صورت تصادفی به یک پیروزی بزرگ دست یافتند.
در موسم انتخابات ۹۲ و زمانی که بدنه جریان اصلاحات، بزرگان خود را جهت حضور فعال در این عرصه قانع کردند، یک چالش بزرگ پدید آمد. حسن روحانی جریان انتخابات را به خوبی به سمت سیاست خارجی پیش برد، جایی که نقطه قوت وی و نقطه ضعف رقیبانش به شمار می آمد. حالا باید از بین او و محمدرضا عارف یک نفر در صحنه می ماند. وقتی جمع بندی بزرگان اصلاحات و اعتدال بر ماندن روحانی به عنوان نامزد ائتلافی دو جریان رسید، وظیفه خطیر اقناع عارف به انصراف، به رئیس دولت اصلاحات رسید و وی در نهایت عارف را مجبور به کناره گیری کرده و بزرگترین خدمت را به حسن روحانی انجام داد.

او یک بار دیگر و در جریان انتخابات مجلس دهم، با استراتژی خالی کردن مجلس از مخالفان دولت حسن روحانی وارد صحنه سیاست شد و با “تکرار” خود مقدمات تشکیل مجلسی را برپا کرد که کفه سنگینش را حامیان و موافقان حسن روحانی تشکیل می دادند. اما در طول پنج سال و اندی گذشته از عمر زمامداری حسن روحانی، نه تنها دفتر سیدمحمد خاتمی از وی گرفته شد، بلکه ممنوعیت های بیشتری نیز بر او تحمیل شده به طوری که در تردد برای حضور در مراسمات عادی هم با مشکلاغتی مواجه است. بی مهری روحانی نسبت به این اتفاقات باعث دلسردی بسیاری از اصلاح طلبان شده ست و گلایه های خاتمی را نیز در پی داشته است.


شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان در جریان انتخابات سال ۹۶ با اکثریتی موافق روحانی و اقلیتی مواجه بود که اعتقاد داشتنند باید با رئیس جمهور اتمام حجت کرده و سهم اصلاح طلبان از کابینه آتی مشخص شود. در حالیکه این دیدگاه طرفداران چندانی نداشت  (هرچند که امروز بسیاری معتقدند که کاش چنین کاری انجام می شد) حمایت علنی مهدی کروبی و میرحسین موسوی از روحانی نه تنها انرژی مضاعفی به فعالان ستاد روحانی داد، بلکه باعث شد تا اصلاح طلبان ارتودوکس نیز نسبت به حمایت از روحانی موضع نرم تر و حمایتی اتخاذ کنند.

حسن روحانی که از ابتدای ریاست جمهوری خود وعده رفع حصر رهبران اصلاحات را داده بود در جریان انتخابات ۹۶ نیز در تمام سخنرانی های خود تاکید می کرد که با رای بالا توان چانه زنی برای حل این موضوع مناقشه برانگیز را دارد. آن چیزی که در عمل اتفاق افتاد این بود که روحانی پس از انتخاب مجدد، این مطالبه را به کناری نهاد و اگر هم گشایشی در وضعیت محصورین حاصل شد، ثمره تصمیمات نظام در سطح کلان و مذاکرات چندین ساله چند شخصیت اصلاح طلب بود نه حاصل تلاش حسن روحانی. انفعال روحانی در موضوع حصر باعث شد که بسیاری از نیروهایی که در ستادها برای وی سنگ تمام گذاشتند بالکل از او قطع امید کنند که طبعا این مساله به نفع تندروهای مخالف روحانی تمام شد.
اسحاق جهانگیری که وارد انتخابات ۹۶ شد کسی فکر نمیکرد که او بیش از یک کاندیدای پوششی و تنها در راستای عرضه اقدامات دولت حضور پیدا کند، اما معاون اول رئیس جمهور چنان درخشان در کارزار انتخاباتی وارد شد که بسیاری بر این نظر بودند که کاش می شد جهانگیری به جای روحانی در نهایت کاندیدای اصلاح طلبان باشد. عملکرد درخشان جهانگیری و حمایتهای بی دریغ وی از روحانی این انتظار را بوجود آورده بود که جهانگیری نقش پررنگ تری را در دولت دوازدهم ایفا کند و وزنه اصلاح طلبی دولت بسیار سنگینتر از وزنه محافظه کارانه اش باشد، اما عملا با گماردن محمود واعظی به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور و به حاشیه راندن جهانگیری، روحانی در ظاهر نظر نیروهای مخالفش را جلب کرد اما حامیان خود را از دست داد و این نیز به پیروزی دیگری برای افراطیون مخالفش تبدیل شد.


آخرین سنگری که روحانی میرفت تا از دست بدهد ، چند روز پیش بود. محمدجواد ظریف که به نوعی محبوبترین وزیر کابینه روحانی است در یک پست اینستاگرامی از حضور در وزارت خارجه استعفا داد. هرچند که ظریف چندین بار به صورت غیررسمی نیز از سمت خود استعفا کرده بود اما این بار ملاقات بشار اسد با رهبری و رئیس جمهور بدون اطلاع وزیر امور خارجه و البته با حضور جالب توجه سردار سلیمانی، صبر معمار برجام را لبریز کرد و ظریف در پیامی که فحوایش، تضعیف نقش جایگاه وزارت امور خارجه به شدت پررنگ بود، از سمت خود استعفا کرد.

استعفایی که شاید آخرین امید حامیان و متحدان روحانی به گشایشی در سطح بین المللی و به تبع آن بهبود سطح زندگی مردم را ناامید کرد. این اتفاق مهم در حالی در میان غریو شادی افراطیون داخلی، صهیونیست ها و جنگ طلبان مستقر در دولت آمریکا اتفاق افتاد که مدتها بود ظریف دیگر نقشی در تنظیم سیاستهای منطقه ای نظام نداشت و تمرکزش بر موضوع ایجاد کانالهای مالی با اتحادیه اروپا بود که با برچسب خائن و وطن فروش مواجه می شد و البته رئیس جمهور نیز کنش چندانی در مقابله با این دخالتها و تهمتها نشان نمیداد. ظریف که با توان فوق العاده اش در عرصه دیپلماسی برجامی را به امضا رساند که ترامپ آن را مایه ننگی برای آمریکا می دانست و توانست وجهه مخدوش بین المللی ایران در دوران دولت نهم و دهم را مجددا احیا کند و به نوعی در زمره وزنه های کابینه به حساب می آمد، قطعا ارزش حمایت صد در صدی را داشت، چه آنکه محبوبیت و عملکرد وی، در سطح جامعه و در بازخورد به استعفای ظریف نیز نشانگر همین مساله است.

هرچند حضور پررنگ حامیان ظریف در شبکه های اجتماعی در نهایت باعث شد که رئیس جمهور در نامه ای استعفای وی را نپذیرد و بنا شد که ظریف به محل کارش بازگردد اما بعید به نظر میرسد که اولا این تصمیم، تصمیم شخص حسن روحانی بوده باشد، ثانیا بعید به نظر میرسد که اصلاحات مدنظر ظریف در سیاست خارجی و جایگاه وزارت امور خارجه در تصمیم گیری ها بوقوع بپیوندد، پس احتمالا حالا ظریف نقش تزئینی خواهد داشت و در حقیقت این سنگر نیز فتح شده است.


حالا می توان گفت که حسن روحانی پس از انتخابات ۹۶، با چرخش به راست تعجب برانگیز خود، سنگرهای خود را یک به یک از دست می دهد. این سنگرها در حالی فتح می شوند که تقریبا مخالفان رئیس جمهور تلاش چندانی برای فتح آنها نمی کنند و عمدتا با انفعال وی حاصل شده است. روحانی می توانست متناسب با بخشی از مطالبات پایگاه رای خود و بهره گیری از ظرفیت حامیان اصلاح طلبش، هم در جنگ روانی دست پرتری داشته باشد و هم از توان اجرایی و مدیریتی اصلاح طلبان استفاده کند. اما به نظر می رسد که با رویکرد گردش به راستی که بنا بر نظر اکثر تحلیلگران با قدرت گرفتن محمود واعظی در دولت، اتخاذ کرد، سنگرهای روحانی یک به یک در حال فتح توسط تندروهاست و رئیس منفعل دولت دوازدهم تنها نظاره گر این روند است.
شفافیت حسن روحانی می تواند تا حدودی پرده از این انفعال بردارد تا ببینیم این یک انفعال استراتزیک است یا تاکتیکی برای ادامه بازی سیاسی.

 

*رییس شاخه جوانان و عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی

  • نویسنده : مازیار بالایی*
  • منبع خبر : صدا