باید گفت استراتژی روحانی، دفع حامیان خود نیست بلکه جلب و جذب منتقدان است. اما باید توجه داشت که این دو با هم «جمع» نمی‌شود. به هر میزانی که روحانی به جریان منتقد و مخالف خود نزدیک شود، به همان میزان از جریانات حامی و اصلاح‌طلب دور می‌شود.

دولت آقای روحانی پس از اعتراضات دی ماه ۹۶ و سپس در یک نشستی همه موافقان و مخالفان را دعوت به همراهی و همکاری با دولت کرد؛ به ویژه مخالفان و منتقدان جدی دولت را. آقای روحانی گفتند که «من دست شما را به گرمی می‌فشارم». به نظر می‌آید دولت مجموعه‌های حامی و همسو با خود را کنارش احساس می‌کند و با همه نقدها حمایت هم می‌کنند، اما رئیس‌جمهوری دست دوستی به سمت جریان‌هایی دراز کرده است که آنها را مخالفان و منتقدان خود و دولت می‌داند که اگر با آنها به تعامل و رایزنی نپردازد، چوب لای چرخ دولت خواهند گذاشت و اجازه کار به دولت را نخواهند داد.

بنابراین استراتژی خود را برای نزدیک شدن به منتقدان و جلب نظر آنها طراحی کرده است. نتیجه وضعی چنین رفتاری از یک سو می‌تواند به کاهش منازعات سیاسی بین دولت و جریان اصولگرای منتقد دولت منجر شود و از سویی برای جلب رضایت این گروه، به طور ملموسی از حمایت جریان ریشه‌دار اصلاحات که حمایت شان را با دولت اعلام کرده‌اند و با جریانات منتقد و مخالف دولت هم زاویه دارند، نشان دهد. بنابراین دولت آقای روحانی و شخص ایشان ناچار است برای جلب این طیف از اصلاح‌طلبان فاصله بگیرد که این فاصله گرفتن‌ها در سخنان آقای روحانی شنیده نمی‌شود، زیرا ایشان همواره در سخنان خود از عدم تغییر رفتار و یا عدم فراموشی وعده‌های خود سخن می‌گوید و اظهار می‌کند که هرگاه فرصت یابد وعده‌هایش را عملی خواهد کرد که به نظر در پنج سال گذشته هنوز فرصتی برای انجام وعده‌ها برای آقای روحانی فراهم نشده است!

در واقع باید گفت استراتژی روحانی، دفع حامیان خود نیست بلکه جلب و جذب منتقدان است. اما باید توجه داشت که این دو با هم «جمع» نمی‌شود. به هر میزانی که روحانی به جریان منتقد و مخالف خود نزدیک شود، به همان میزان از جریانات حامی و اصلاح‌طلب دور می‌شود. به عنوان مثال در بین چهار وزیر پیشنهادی خود به مجلس، شخصی را معرفی کرده است که در لیست متحد اصولگرایان در شهر تبریز بوده که وزیر پیشنهادی وزارت صمت است و در مقابل وزیری را که در حوزه رفتارهای راهبردی و استراتژیک اصلاح‌طلب تلقی می‌شود و با رویکردهای اصلاح‌طلبانه عمل می‌کرده را کنار می‌گذارد(آقای آخوندی وزیر سابق راه و شهرسازی).

کار به جایی رسیده بود که آخوندی وزارت را رها کرد! این تعارضات در این گونه مسائل، خود را نشان می‌دهد. یا آقای محمد شریعتمداری را که بحث استیضاح همچنان همراه وی است را از یک وزارتخانه به وزارتخانه‌ای دیگر منتقل می‌کند. همه اینها را اگر با تحلیل و دقت بیشتری بررسی شود، ناشی از اتخاذ همان استراتژی روحانی پس از حوادث دی ماه سال گذشته است که به سمت یک نوع همگرایی(از دید رئیس‌جمهور) بین جریان حامی دولت و جریان منتقد دولت پیش می‌رود.

روحانی جنس انتقاد حامیان خود را از جنس جریان رقیب نمی‌داند، اما انتقادات جریان مقابل، از جنس مخالفت است، بنابراین روحانی سعی می‌کند این مخالفت را به انتقاد تبدیل کند، به نظر می‌رسد روحانی چنین استراتژی را دنبال می‌کند. اما اصلاح‌طلبان هم نه باید قهر کنند که اساسا در عالم سیاست این کار معنایی ندارد و نه باید بی‌تفاوت باشند. اصلاح‌طلبان باید حمایت مشروط و منتقدانه از دولت را فراموش نکرده و همین امر را پیگیری کنند. یعنی از دولت روحانی باید حمایت کرد؛ آن هم یک حمایت گزینش شده و مشروط. این حمایت باید «موضوعی» باشد یعنی در یکسری از موضوعات و مسائل خاص حمایت کرد و در موضوعاتی هم انتقاد نمود. حمایت منتقدانه بهترین حالت در مواجهه با دولت حسن روحانی است.

*عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی

  • نویسنده : محمدصادق جوادی‌حصار*