الیاس حضرتی، قائم مقام حزب اعتمادملی و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به بحث مبارزه با فساد نوشت: در فضایی که جریان غالب با زد و بند و روش‌های خاص همه تلاش‌ها برای مقابله با فساد را خنثی می‌کنند، آنی که سالم است به عنصر نامطلوب بدل می‌شود.   به گزارش […]

الیاس حضرتی، قائم مقام حزب اعتمادملی و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به بحث مبارزه با فساد نوشت: در فضایی که جریان غالب با زد و بند و روش‌های خاص همه تلاش‌ها برای مقابله با فساد را خنثی می‌کنند، آنی که سالم است به عنصر نامطلوب بدل می‌شود.

 

به گزارش سایت رسمی حزب اعتمادملی، متن یادداشت الیاس حضرتی در ادامه آمده است:

آنچه مرا واداشت تا دست به نگارش این سطور زنم، بیماری مهلکی است که نه کلیت نظام سیاسی ایران که اساس مدنیت و موجودیت ایران عزیز ما را هدف گرفته است. ما در سال‌های پس از انقلاب با مشکلات بسیاری روبه‌رو بوده‌ایم و می‌توان مردم ما را بسان فولاد آبدیده تشبیه کرد. اما با این سخن همکار سابقم احمد توکلی موافقم که این تهدید اگر برایش تدبیری به خرج ندهیم، کلیت نظام سیاسی ایران را نابود خواهد کرد. این بیماری فساد است!نمی خواهم این باور- متاسفانه تعمیم‌یافته- را تکرار کنم که فساد تمام درخت هویت و میراث ملی ما را از درون پوسیده کرده است. اما ناچارم اعتراف کنم که حس فساد عمیق و گسترده در میان باور مردم شاید فراتر از واقعیت‌های میدانی نیز باشد. اما کیست که نداند که گاهی حس بی‌عدالتی، حس استبدادزدگی، حس تبعیض، حس بی‌اعتمادی از اصل آن مخرب‌تر و اثرگذارتر بوده است. مقوله فساد هم متاسفانه دیگر چپ و راست و اصولگرا و اصلاح‌طلب ندارد. همگی در معرض این تهدید بوده‌ایم. آنچه می‌توان تقسیم بندی‌های جدید را بر آن استوار کرد، طرفداران شفافیت و مخالفان آن هستند. آنچه غارتگران بیت‌المال را در یک چیز مشترک می‌سازد، اتحاد آنها در سرقت اموال مردم است. اما در این میان بوده و هستند بسیار مدیرانی که با این جرثومه‌های فساد و دیوهای پلشت مافیایی درافتاده‌اند و هرچند هزینه‌ها داده‌اند اما همچنان در بخش‌های مختلف مدیریت این کشور حضور دارند. از زمانی که داستان ارزهای دولتی و مفسده‌های مترتب بر آن روی داد ذهنم درگیر است. از خدا پنهان نیست و از شما نیز هم که …

 

این روزها به برخی از فرزندان پاک این سرزمین می‌اندیشم. کسانی که با اصالت و شرافت در برابر فساد و زد و بند ایستادگی کردند اما در ائتلافی نوشته شده- نمی‌گویم نانوشته- قربانی شده و از مناصب خود کنار گذاشته شدند. یکی از شریف‌ترین این مدیران که من سابقه طولانی در دوستی با ایشان دارم و شیخ محصور ما و رییس دولت اصلاحات به وی اعتقادی راسخ داشته و دارند مهندس سیدرضا نوروززاده است. او از دانشجویان خط امام و مفتخر به نمایندگی ۵ دوره مجلس شورای اسلامی از دیار مومنان اسفراین است.

 

وی تنها با اراده شورای نگهبان قادر به ادامه خدمات خود به مردم خراسان نشد. نگاهی به سرنوشت مدیریتی وی نشان می‌دهد که اگر نوروززاده با این سوابق در حوزه مدیریتی حضور نمی‌یافت برای همیشه از صحنه حذف می‌شد و مافیای فساد و ناکارآمدی نامی از او باقی نمی‌گذاشت.

 

این روزها نام برخی مقامات در داستان خودروهای لوکس به گوش می‌رسد. نقطه هزیمت این منازعه بیش و پیش از آنکه به دست برادر ارزشمندم دکتر محمد شریعتمداری در سال ۹۶ برملا شود- هرچند باید از متولیان امر پرسید چرا در همان موقع از این اقدام ضدفساد وزیر استقبال نشد!- توسط سید رضا نوروززاده هویدا شد. وی به عنوان معاون وزیر و رییس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران در برابر بسیاری از این رویه‌های غلط ایستادگی کرد و به جنگ مافیای خودرو رفت. اما به جای حمایت از این مدیر شریف و امتحان داده -که اتفاقا از ژنرال‌های جمعه نیز به حساب می‌آمد – عذر وی را از ایدرو خواستند.

 

این روند در شستا نیز تداوم یافت. او در مدت یکسالی که در شستا بود با ایجاد شفافیت و مقابله با صورت‌سازی‌های ناصواب و اصلاح رویه‌های ساختارمند پس از ۱۰ سال شستا را با وجود همه کارشکنی‌های درون سیستمی و برون سیستمی به سوددهی رساند و بالغ بر ۸ هزار میلیارد تومن بدهی دولت به شستا را استیفا کرد. با انتصابات خانوادگی مقابله کرد و تخصص‌گرایی را وجهه همت خویش ساخت. به نظام مالی شستا بهبود بخشید و فرآیند تحلیل و اصلاح ساختارهای مدیریتی و مالی را به پشت دیوارهای شیشه‌ای برد.

 

اما نتیجه کار چه شد؟ او به عنوان رییس ستاد صنعتگران و تولیدکنندگان ستاد انتخاباتی دکتر روحانی پس از انتخابات که خود در آن نقشی کلیدی داشت، به جهت اصرار به بهبود روش‌های نادرست به کناری نهاده شد. او حتی متهم شد که نمی‌تواند با هیچ وزیری کار کند. بله این‌طور بود.

 

او نمی‌توانست با چنان وزرایی کنار بیاید. در فضایی که جریان غالب با زد و بند و روش‌های خاص همه تلاش‌ها برای مقابله با فساد را خنثی می‌کنند، آنی که سالم است به عنصر نامطلوب بدل می‌شود. با پیروزی دولت روحانی نورورززاده با بی‌مهری آشکار مقامات برکنار شد. اگر اعتقاد فراوان بیژن زنگنه به وی و نقش او در راه‌اندازی سایت‌های ۱۴ و ۱۵ عسلویه و راه‌اندازی پروژه ستاره خلیج فارس نبود، او اینک باید در خانه می‌نشست یا دفتر خصوصی خود را اداره می‌کرد؛ کاری که با توجه به توان و دانش مهندسی‌اش از عهده آن برمی‌آید. امثال نوروززاده‌ها در این دولت و نظام فراوانند. کسانی که هنوز موریانه فساد صندلی اعتبار و آبروی‌شان را نجویده است. مدیرانی که با مناعت وبزرگی طبع قیمت پذیر نیستند و مافیاها نمی‌توانند بر روی‌شان قیمت یا تاثیری بگذارند.

 

هنرمان این باشد که در کنار مبارزه با جرثومه‌های فساد از فرزندان پاک و مدیران لایق‌مان نیز یاد کنیم. این ارزش‌گذاری بر یک نام و فرد خاص نیست، این پاسداری و تکریم فضیلت است.

پایان پیام