سیاستمداران در ایجاد و یا جلوگیری از ایجاد یک جامعه توانمند و اثربخش و نیز استقرار یک نظام و ساختار دموکراتیک پویا و هوشمند در هر جغرافیا و سرزمینی نقش اساسی دارند و از این رو پایه­های اصلی شکل­گیری نظم در هر جامعه­ای را می­توان معلول تدبیر و رفتار سیاستمداران آن سرزمین دانست. در کل […]

سیاستمداران در ایجاد و یا جلوگیری از ایجاد یک جامعه توانمند و اثربخش و نیز استقرار یک نظام و ساختار دموکراتیک پویا و هوشمند در هر جغرافیا و سرزمینی نقش اساسی دارند و از این رو پایه­های اصلی شکل­گیری نظم در هر جامعه­ای را می­توان معلول تدبیر و رفتار سیاستمداران آن سرزمین دانست. در کل سیاست هایی که توسط این بخش پایه­ریزی و اجرا می شود باعث شکل­گیری وضعیت یک جامعه ازگذشته تا حال و در واقع اصلی­ترین عامل در تعیین و خلق تصویر و چشم انداز واقعی آن جامعه برای تحقق یک آینده ایده­آل است.

رشد و انحطاط هرجامعه­ای در قول و فعل سیاست مدارن آن سرزمین قابل مطالعه و کنکاش است. اینگونه استنباط می شود که میزان پایبندی سیاستمداران به وعده­ها ، شعارها و برنامه­ها عامل اساسی در شکل گیری نظم سیاسی،اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در یک سرزمین است. بر این اساس تاریخ هرکشوری مملو از شعارها، برنامه­ها و تصمیماتی است که توسط زعمای آن جامعه بیان  و گرفته می شوند و تحلیل آنها باعث درک ما از واقعیت های رشد و افول آن جامعه می گردد.

هرچه میزان پایبندی سیاستمداران به وعده­ها و شعارها بیشتر باشد قطعاً آن جامعه نظم  منطقی­تر و مناسب تری داشته و در کل سرانجام بهتری برای آن تصور می شود. اساسی­ترین عامل در عقب ماندگی یک جامعه انحراف سیاستمداران از وعده ها و شعارهایی است که توسط آن، مورد اقبال عمومی قرار می­گیرند.

 این عامل را می توان تحت عنوان عارضه سیاستمداران فراموشکار بررسی و مطالعه کرد. البته این موضوع خود زمینه ساز ایجاد نقص­هایی در ساختار اجتماعی و ابتلاء جامعه به عارضه های نو ظهور دیگری تحت عنوان مسئولین بی تعهد، مردم بی اعتماد و نخبگان بی تفاوت است. این دردها را باید با جدیت و تامل نگاه کرد چون هرکدام به تنهایی می توانند قوی ترین ساختارها را تا مرز فروپاشی سوق داده و یا از درون متلاشی کنند. در این نوشتار از پرداختن به موضوع فروپاشی می گذریم اما ضرورت دارد به مقوله تعهد و پایبندی به وعده­ها بپردازیم چون دیگر معضلات از آن متبادر می شوند.

بر این سیاق انتخابات  و یا رقابت های سیاسی یک میثاق و تعهد مشترک است بین سیاستمدار و جامعه یا به عبارتی بین یک جریان سیاسی و مردم و میزان پایبندی سیاستمداران به وعدها و شعارها زمینه ساز تداوم یا انزوای یک گفتمان یا جریان در یک سپهر سیاسی  است. قبل از هر چیزی سیاستمدار و تیم همراهش ضمن بررسی ظرفیت های خود باید به تحلیل محیط داخلی و خارجی بپردازند و از تمامی موانع و مشکلات فراسوی تدوین اهداف و استراتژی ها مطلع باشند. یعنی یک جریان سیاسی می بایست بر اساس داده ها و اطلاعات مناسب از واقعیت های  محیط داخلی (مزیت ها و موانع) و محیط خارجی(فرصت ها و تهدیدها)  مطلع باشد و با آگاهی جامع نسبت به تعیین شعارها و  برنامه بپردازند و در نهایت آن را در ویترین معرفی خود برای  اقبال عمومی قرار دهند.

 برخورد مردم با ویترین شعارها و برنامه های سیاستمدار باعث خلق انتظارات و تولید نیازهای جدید می شود و چنانچه این نیازها  توسط هیچ شخص، جریان و یا گفتمانی محقق نگردد و مردم با پاسخ مناسب روبرو نشوند بی اعتمادی در ذهن و بطن جامعه رسوب خواهد کرد. باید توجه داشت که هر خلف وعده و انحرافی، زمینه ساز انزوا و کاهش سرمایه های اجتماعی خواهد شد.

 بر این اصل باید تاکید کرد فراموشکاری سیاستمداران توام با بی اعتمادی ودرنهایت بیداری مردم است و قطعا بعد از فراموشکاری و بی تعهدی مسئولان، مردم به دنبال یک آلترناتیو برای برآورده کردن نیازهای و مطالبات ناکام خود خواهند بود! تا با یک انتخاب متفاوت اشتباهات دیگر تکرار نشوند.

با توجه به این مسایل کشور ما با پدیده و مخاطره ای تحت عنوان ناکارآمدی و ناتوانی رو به رو است که در آن حتی مباحث مرتبط با درونزایی توسعه نیز مغفول شده است و عملاً اینگونه استنباط می شودکه  تمام جریان های سیاسی مشخص در دایره نظام در پاسخ به نیازها و ترجیحات مردم ناکارآمد و ناتوان هستند. اینک ضرورت تدوین یک برنامه جامع جهت پاسخ به تمام نیازهای مطرود بیش از پیش نمود می یابد؛ برنامه ای که نتیجه گرایی و اثربخشی و مخصوصاً مبارزه با مصادیق فساد در آن بر هر هدف دیگری مقدم باشد و این مساله نیازمند فعلیت بخشی و مقبولیت مردم است و مستلزم آن است که قدرت دوباره به مردم بازگردد در این صورت خروجی قابل لمس است و با تدوین شعارها و برنامه های واقعی رفتار سیاستمداران را می توان رصد و تحلیل کرد.

 پر رنگ کردن نقش مردم در سایه برگزاری یک انتخابات آزاد با انتخاب یک سیاستمدار با برنامه و پاسخگو اتفاق می افتد. شاخص ارزیابی نماد جمهوریت در نظام جمهوری اسلامی فارغ از انتخاب افراد مشارکت حداکثری در انتخابات است و چنانچه بخشی از قدرت با رفتار و کنش های خود موجب دلسردی، یأس و نا امیدی مردم از صندوق های رای شوند قطعاً جمهوریت نظام را با این رفتار در هاله‌ای از ابهام می برند. انتخاب مفروضات منطقی برای برونرفت از وضع موجود بسیار حایز اهمیت است که در سایه بازگشت به قانون و میثاق های مشترک بین انقلاب و مردم، برگزاری انتخابات آزاد با حضور تمام جریان های سیاسی، جلوگیری از دخالت بنگاه های قدرت در روند انتخابات، اعتماد به شعور مردم در انتخاب یک نظم سیاسی منطقی، آشتی و مذاکره ملی به منظور استفاده از ظرفیت و توان تمام نخبگان فارغ از زد و بندهای معمول، رفع موانع حضور نخبگان و رهبران سیاسی، تدوین یک برنامه جامع حاکمیتی برای مبارزه با فساد و اداره کشور به منظور انطباق استراتژی ها و راهبردها با اهداف، سیاست ها و رویه های اجرایی میسور می شود که  زمینه ساز بازگشت اعتماد و خلق حماسه ای دیگر در سپهر سیاسی ایران است.

  • نویسنده : خسرو قاضی زاده، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی