تاریخ انتشار:۲۵ مهر ۱۳۹۴در ۷:۴۸ ق.ظ کد خبر:1143

رحمت الله بیگدلی: از اصلی ترین وظایف نهادهای امنیتی حفظ آزادی های قانونی و حقوق شهروندی است

بیگدلی عضو هیات علمی و استاد رشته حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان و سال ها در حوزه علوم دینی و اسلامی و فقه مطالعه و پژوهش داشته است. او علاوه بر فعالیت های علمی، در عرصه سیاسی نیز فعال بوده است. عضویت در شورای ...

بیگدلی عضو هیات علمی و استاد رشته حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان و سال ها در حوزه علوم دینی و اسلامی و فقه مطالعه و پژوهش داشته است. او علاوه بر فعالیت های علمی، در عرصه سیاسی نیز فعال بوده است. عضویت در شورای مرکزی حزب «اعتماد ملی» نمود اصلی فعالیت های سیاسی بیگدلی است.
گفت و گو با بیگدلی به مناسبت ۲۰ شهریور سالروز تاسیس وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی صورت گرفت اما که به دلیل مفصل بودن گفت و گو و اصرار او به بازخوانی و بررسی دقیق آن، تنظیم و تحریر و انتشار آن مدتی به تاخیر افتاد. اظهارات او در این گفت و گو در بردارنده مبادی و چارچوب هایی است که یک نهاد اطلاعاتی در نظام جمهوری اسلامی ایران باید در چارچوب آن موازین حرکت کند.
در ادامه مشروح گفت و گوی با بیگدلی آمده است:

به نظر شما حکم تجسس در زندگی دیگران چیست؟

 

براساس تعالیم قرآن کریم و سنت نبوی و سیره ائمه اطهار علیهم السلام و صراحت فقه اسلامی، اصل بر حرام بودن تجسس در امور مردم است.شریعت مقدس اسلام برای آرامش و امنیت روانی مردم در شؤون مختلف زندگی بالاخص امور داخلی آن ها ارزش و اهمیت بسیار قائل است. از این رو است که شرع مقدس، حفظ حریم مردم و اجتناب از ورود به حوزه اسرار آنان را واجب شمرده و تجسس در مسائل درونی زندگی و رفتار پنهانی مردم را حرام دانسته است. تجسس از درون زندگی شخصی مردم و امور پنهانی آنان جایز نیست، و به هیچ کس اجازه داده نشده است که بخواهد بر اسرار و لغزش های مردم دست یابد و آن ها را افشا و پخش کند. زندگی توده های مردم بر پایه این دو اصل و بنیان استوار یعنی «حرمت تجسس و حرمت افشای اسرار شخصی مردم» بنیانگذاری شده است و امنیت و آسایش روانی عمومی مردم نیز فقط با مراعات این دو اصل فراهم می گردد.
خداوند متعال حتی از گمان بد در حق دیگران هم نهی کرده و با صراحت تمام فرموده است: ای کسانی که ایمان آورده‏اید از بسیاری از گمان ها بپرهیزید که پاره‏ای از گمان ها گناه است و جاسوسی مکنید و بعضی از شما غیبت بعضی نکند، آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏اش را بخورد، از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبه‏پذیر مهربان است. (سوره حجرات ۱۲)
همچنین مرحوم کلینی با سند ویژه خود از امام صادق(ع) روایت کرده است که پیامبراسلام (ص) فرمود: درباره لغزش های مؤمنین تجسس و جست وجو مکنید؛ چون که هر کس لغزش های برادران مؤمن خود را پی جویی و تجسس کند، خداوند نیز لغزش های خود او را پی جویی خواهد کرد، و چنین کسی را خداوند بی آبرو و رسوا خواهد ساخت هرچند که در درون خانه اش باشد.
شنود و استراق سمع (شنیدن پنهانی سخنان دیگران) نیز در فقه اسلامی حرام است. امام صادق (ع) در باب حرمت استراق سمع فرموده است:کـسی که به سخن دیگران گوش دهد، در حالی که آنان، آن را خوش نداشته باشند (و تمایلی به شنیدن او نداشته باشند) روز قیامت، در گوش هایش سرب گداخته ریخته می شود. (بحارالانوار، ج۷۳، ص۳۴۰)
البته در عصر تکنولوژی استراق سمع، دارای معنایی بسیار وسیع تر از شنیدن سخنان دیگری می باشد به طوری که می توان گفت هرگونه رهگیری و جست وجو از اطلاعات مخفی دیگران استراق سمع محسوب می شود. رسول خدا (ص) فرمود: هر کس به نامه برادر خود بدون اجازه بنگرد مانند آن است که در آتش نگریسته است. (مستدرک الوسایل، ج۹، ص ۱۵۹)
با الغای خصوصیت براساس قواعد مطرح در اصول فقه می توان گفت که خصوص نامه موضوعیتی ندارد و این حکم شامل هر گونه وسیله ای می شود که حاوی اطلاعات شخصی افراد باشد که دیگران شرعا حق دسترسی به آن را نداشته باشند.
با توجه به آنچه که عرض شد، حکومت نه تنها حق ندارد در زندگی خصوصی و اسرار پوشیده مردم تجسس و آن ها را افشا کند، بلکه در صورت اطلاع از اسرار مردم مکلف به پوشیده داشتن آن هاست. امیرالمؤمنین امام علی(ع) در منشور حکومتی جاودانه خود خطاب به مالک اشتر والی مصر می فرماید: در برخی از مردم عیوبی هست که حاکم به پوشاندن آن ها سزاوارتر است. پس در صدد مباش که عیوب پنهانی آنان را به دست آوری، بلکه وظیفه تو آن است که آنچه برای تو نمایان گشته است، اصلاح کنی و آنچه از تو مخفی است، خدا در باره آن حکم می کند. بنابراین تا آن جا که توانایی داری، عیوب مردم را پنهان ساز تا خداوند عیوبی را که دوست داری برای مردم فاش نشود، پوشیده نگه دارد.(نهج البلاغه، نامه ۵۳، نامه به مالک اشتر)
رسول خدا(ص) با تأکید بر ضرورت اجتناب از تجسس در امور دیگران می فرماید: ای کسانی که فقط با زبان اسلام آورده اید و هنوز ایمان خالص در قلب های شما راه نیافته است، افراد مسلمان را سرزنش و عیوب [وامور پنهانی] آنان را جست وجو نکنید. پس هر کس چنین کند، به یقین خداوند عیوب [و امور پنهانی و زشتی های] او را آشکار می سازد و رسوایش می کند، هر چند کار زشت را در گوشه خانه اش انجام داده باشد. (کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۴، ح ۲)
رسول خدا(ص)همچنین می فرماید:هر کس کار زشتی را فاش و منتشر سازد، همانند کسی است که ابتدا آن کار زشت را انجام داده است و هر کس مؤمنی را به خاطر خطا و گناهی سرزنش کند، نمی میرد مگر آن که آن خطا و گناه را مرتکب می شود. (کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۳۵۶، ح ۲)
اندک تأملی در آیه مبارکه سوره حجرات و احادیث شریفه مذکوره ما را به این نکته رهنمون می شود که هیچ یک ازاعضای جامعه در گفتار و رفتار خویش معصوم و بری از خطا نیست و بدون تردید در طول عمر خود دچار لغزش و مرتکب خطا می شود. از این رو اگر هر کس در خطاهای دیگران تجسس کند و به مجرد یافتن خطایی او را سرزنش و آن خطا را برای دیگران بازگو کند، اعتماد بین افراد جامعه از بین می رود و دشمنی و کینه به جای محبت و دوستی و وحدت و همدلی می نشیند.

براین اساس، جایگاه سیستم و نهاد اطلاعاتی در نظام اسلامی کجاست و ایا اساسا ما نیاز به سیستم اطلاعاتی داریم؟
بیگدلی: اگر کسی بر روی مجموع آیات و روایات مربوط به حرمت تجسس در امور دیگران، اندیشه و دقت کند، درمی یابد که قلمرو و محدوده این تحریم «اسرار، عیوب و لغزش های شخصی و خانوادگی» افراد است که با مصالح عمومی جامعه ارتباطی ندارد، اما مسائل و اموری که به «مصالح عمومی جامعه و حفظ نظام سیاسی و اجتماعی مسلمین» ارتباط دارند از شمول این قاعده کلی خارجند و باید در چهارچوب قوانین و مقررات اسلامی ویژه ای، مورد بازرسی و مراقبت قرار بگیرند؛ زیرا بدون تردید حفظ نظام سیاسی و اجتماعی مسلمین از اوجب واجبات است و حکومت اسلامی که مسؤولیت محافظت از نظام سیاسی و اجتماعی جامعه مسلمین را دارد، برای انجام این رسالت و مسؤولیت مهم خود، لازم است بر اوضاع دولت ها و ملت های بیگانه و برنامه ها و تحرکاتی که آنان علیه اسلام و مسلمین دارند اشراف کامل داشته باشد و آگاهی های کافی را در این زمینه ها به دست آورد. همچنین باید در گردآوری اخبار و گزارش های مربوط به تحرکات، تلاش ها و توطئه های ایادی و جاسوسان بیگانگان و دشمنان داخلی کوشا و جدی باشد تا نظام اسلامی بتواند در قبال هرگونه توطئه دشمنان اسلام علیه اسلام و مسلمین مقابله مؤثر داشته باشد. همچنین بر حکومت اسلامی است که دولتمردان بزرگ، مدیران، کارمندان و مأموران حکومتی و اوضاع و احوال توده های مردم و نیازمندی های همگانی جامعه را تحت نظر و مراقبت دقیق قرار بدهد. برای این که مسأله گردآوری اخبار و اطلاعات از اوضاع جامعه اسلامی دچار آشفتگی و هرج و مرج نگردد، لازم است که این مسؤولیت در چهارچوب قوانین اسلامی به یک مؤسسه و نهاد شایسته، متخصص و کاردان و عادل و … که از همه جهات دارای صلاحیت باشد واگذار شود.

تفاوت سیستم اطلاعاتی در نظام اسلامی را با سیستم های اطلاعاتی مرسوم در دنیا در چه می دانید؟
متأسفانه در بسیاری از کشورها سیستم های اطلاعاتی و امنیتی، دستگاه های خوفناک و جهنمی هستند که برای سرکوب توده ها و ایجاد جو اختناق عمومی و مجبور ساختن مردمان به پذیرفتن سیاست های طاغوتی و تسلیم شدن در برابر مستبدان جبار و سرکوبی نهضت های عدالت خواه و نیز عقب نگه داشتن افراد و جوامع از رشد عقلی، سیاسی، علمی و صنعتی به کار گرفته می ‍شوند. برای این دستگاه ها، «هدف وسیله را توجیه می کند» و برای نیل به اهداف خود به هیچ مانع و رادعی قائل نیستند و مرتکب هر جنایت و فسادی می شوند! نباید گمان شود که سیستم اطلاعاتی و امنیتی در نظام اسلامی نیز باید همانند دستگاه های مشابه در نظام های غیراسلامی باشد، بلکه این مؤسسه و نهاد عالی باید نهادی از هر جهت صالح و شایسته باشد که هدفی جز دفاع از حقوق و مصالح مردم و پاسداری از کیان کشور و اسلام و مسلمین در برابر توطئه های دشمنان داخلی و خارجی نداشته باشد.

به نظر شما پرسنل نهاد اطلاعاتی و امنیتی باید دارای چه ویژگی هایی باشند؟
براساس موازین فقه اسلامی، واجب است که مسؤولیت این نهاد حساس، مانند همه مسؤولیت های مهم دیگر به کسانی که اهلیت و شایستگی آن را از حیث علم و عمل دارند واگذار شود. با توجه به ارتباط این نهاد با جان و مال و آبروی مردم، لازم است که بالاترین مقام این نهاد، فقیه و اسلام شناسی آگاه به مبانی اسلام و مطلع از اوضاع جهان و کشور و عالم به پیچ و خم سیاست و فردی مدیر و مدبر باشد تا اجازه تخطی این نهاد از موازین فقه اسلامی و مصالح عمومی و منافع ملی را ندهد و کلیه فعالیت های این نهاد مبتنی بر تعالیم اسلام باشد. همچنین مدیران برجسته این نهاد نیز باید تالی تلو بالاترین مقام این نهاد و دارای صلاحیت های لازم باشند. در گزینش کادرها و اعضای این نهاد هم باید دقت کافی به عمل آید تا اعضا و کارمندان این نهاد از میان افراد عاقل، هوشمند، متخصص و کاردان و متعهد به مقررات و موازین شرعی و قانونی و دل سوز به حال مردم و جامعه و آگاه به مسایل جهانی و داخلی برگزیده شوند. و نیز واجب است که کلیه پرسنل نهادهای اطلاعاتی و امنیتی با گذراندن دوره های لازم علاوه بر مسلط شدن به مسایل سیاست داخلی و خارجی و جامعه شناسی و روانشناسی در حد لزوم، دقیقا با معیارهای فقه اسلامی و احکام حلال و حرام و مرز میان آن ها آشنا شوند؛ زیرا در کارهای اطلاعاتی و امنیتی در بسیاری از موارد، امر دایر میان «واجب مهم» و «حرام مؤکد» است و تفکیک میان این دو فقط برای آگاهان به احکام شرع مقدس، مقدور است و لاغیر! کارهای اطلاعاتی و امنیتی چه بسا در بعضی موارد از کار های قضایی نیز دقیق تر و حساس تر باشد که رسول خدا(ص) فرمود: قاضی در پرتگاه آتش است.

به نظر شما ورود افراد ناصالح به نهادهای اطلاعاتی و امنیتی چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟

گزینش پرسنل نهادهای اطلاعاتی و امنیتی از میان کسانی که التزام شرعی و تقوای لازم و تعهد به قانون ندارند، بسیار مضر و خطرناک است؛ چون طبیعت این مسؤولیت ها به گونه ای است که با جان و مال و اسرار و اعراض مردم سر و کار دارد، و افراد بی تقوا و ناصالح نمی توانند رازدار مردم و محرم اسرار و حافظ اعراض آنان باشند. همچنین واجب است از ورود و عضویت افراد بدبین، احساساتی، تندمزاج و بداخلاق به این نهادها ممانعت به عمل آید؛ چون این قبیل افراد با بدبینی و برخوردهای آنی، نسنجیده، و ناراحت کننده خود، رنجش دل های مردم را موجب می شوند و رفتارهای نادرست آنان، باعث می شود که مردم کینه و دشمنی آ ن ها و نظام را به دل می گیرند. بدون تردید این افراد موجب فاسد شدن سیستم اطلاعاتی و امنیتی می شوند و یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی فاسد، موجب فراگیر شدن فساد در تار و پود نظام و در نهایت سقوط آن می شود.
یک مورد از سیستم های اطلاعاتی فاسد و نتیجه فساد آن را ما در چهره ساواک دوران رژیم پهلوی تجربه کردیم و دیدیم که چگونه عملکرد نادرست ساواک در ارائه وضعیت جامعه و مطالبات مردم به حاکمان وقت و برخورد خشن و سرکوبگرانه با مردم بالاخص روشنفکران، موجب فراگیر شدن اعتراضات مردمی و پیدایش انقلاب اسلامی و در نهایت سقوط رژیم پهلوی شد! این در حالی بود که رژیم پهلوی قوی ترین حکومت منطقه به شمار می آمد و عنوان ژاندارم منطقه را از آن خود کرده بود و هیچ کس باور نمی کرد که با آن قدرت نظامی حکومت و خفقانی که ساواک حاکم کرده بود، خطری رژیم پهلوی را تهدید کند! یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی فاسد و متشکل از پرسنل بدبین به جامعه، اطلاعات نادرستی از اوضاع جامعه را به مسؤولان و رهبران نظام منعکس و در درازمدت موجبات بدبینی رهبران و مسؤولان نظام را به مردم بالاخص نخبگان جامعه فراهم می آورد که این بدبینی به منزله سم قاتل برای رهبری و اداره ملک و ملت است!
بیهقی در کتاب «سنن» با سند ویژه خود از گروهی از اصحاب پیامبر(ص) از آن حضرت نقل کرده است که رسول خدا(ص) فرمود: اگر زمامدار ملتی بخواهد بدگمانی های خود را دنبال کند [و بر پایه آن ها تصمیم بگیرد] ملت خود را به فساد و تباهی خواهد کشاند. (سنن بیهقی ج ۳۳۳/۸، کتاب الاشربة، باب ما جاء فی النهی عن التجسس)
از مهم ترین آفات سیستم های اطلاعاتی و امنیتی، غلبه روحیه بدبینی پرسنل آن ها به افراد و گروه ها و جامعه و انتقال آن به رهبران، دولتمردان و مدیران است که می تواند خسارات جبران ناپذیری را متوجه ملک و ملت کند. پائولو کوئیلو در کتاب «قصه هایی برای پدران، فرزندان و نوه ها» به نقل داستان جالبی می پردازد که در نهایت روشنی و زیبایی مضرات خطرناک روحیه بدبینی را برای ما تصویر می کند: مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده است. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد؛ برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند، آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند، اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد؛ زنش آن را جابه جا کرده بود! مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود، حرف می زند و رفتار می کند و …!

نقش پرسنل توانمند و صالح را در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی را چگونه ارزیابی می کنید؟
اگر افراد و اعضای نهادهای اطلاعاتی و امنیتی از میان اشخاص عاقل، هوشمند، با تقوا و صالح، نرم خو و مهربان و عارف به وظایف و احکام شرعی انتخاب شوند، موجب خواهد شد که مردم به این نهاد اعتماد کنند و نه تنها از آن نترسند و فاصله نگیرند، بلکه توده های مردم در همه شؤون، یار و مددکار داوطلب و بدون حقوق چنین نهادی باشند و همان طور که نظر امام راحل بود، تحقق اطلاعات ۲۰ میلیونی به منصَه ظهور برسد و در نتیجه دولت و ملت در یک فضای همکاری همدلانه متقابل و در جوی آکنده از حسن ظن و خوش بینی به وحدت برسند، و شکاف های بین دولت و ملت به حداقل ممکن برسد و جامعه اسلامی در فضایی امن و بدون هراس و ترس از حاکمیت، مسیر دارای رشد و تعالی و توسعه و ترقی را طی کند.
نهادهای امنیتی و اطلاعاتی باید بدانند که راه تحکیم پایه های حکومت، ایجاد همدلی بین حاکمان و ملت است، نه ایجاد رعب و ترس در دل های مردم!
نتیجه تئوری «النصر بالرعب» (پیروزی با ایجاد رعب و وحشت) که متأسفانه سال ها قبل توسط برخی افراد در جامعه ما هم مطرح شد، ظهور جنایتکارانی چون داعش است که شاید در مراحل اولیه دل های ساده ای را برباید و به ظاهر منجر به برخی پیروزی های ظاهری و آنی هم بشود، اما در مدتی نه چندان طولانی، نتیجه عکس خواهد داد و جز کاشتن بذر نفرت نسبت به صاحبان و عاملان آن تفکر، ثمری نخواهد داشت!
تفکر خشونت آمیز النصر بالرعب گرچه آسیب هایی به نظام جمهوری اسلامی برآمده از خون شهیدان و دین ودیانت مردم زد، اما خدای را شاکریم که به دلیل جریان فقه اسلامی (بالاخص شیعی) و قانون اساسی مترقی و وجود علمای روشن ضمیر و ملت آگاه ایران، آن تئوری در ایران نتوانست مقبولیت ولو نسبی یابد و در نطفه خفه و منزوی شد!
مدیران و کارگزاران حکومت در صورتی موفق خواهند بود که از پشتوانه محبت مردم برخوردار باشند، نه این که مردم، کینه آنان را در دل داشته باشند و حکومت و حاکمان را باری گران بر دوش خویش احساس کنند. امیر المؤمنین امام علی(ع) می فرماید: همانا برترین مایه روشنی چشم زمامداران، برقراری عدالت در کشور، و ظهور دوستی و محبت مردم [نسبت به زمامداران] است. و دوستی و محبت مردم آشکار نشود مگر به سلامت دل آنان [نسبت به زمامداران]، و خیرخواهی آنان درست و راست نگردد جز آن که زمامداران خود را حمایت نمایند، و حکومت حاکمان را بر خود سنگین نشمارند، و آرزوی به پایان رسیدن زمان حکومت و سقوط حاکمانشان را نداشته باشند. (نهج البلاغة نامه ۵۳)
پس بقای حکومت در گرو حمایت مردم و حمایت مردم در گرو خیرخواهی آنان نسبت به حکومت و خیرخواهیشان در گرو دوست داشتن حکومت و دوست داشتن حکومت در گرو برقراری عدالت در جامعه توسط حکومت است و گزیدن هر روشی جز این روش مانند القای ترس در دل مردم، نه تنها مایه بقای حکومت و حاکمیت نیست، بلکه از اسباب تزلزل و نابودی حکومت است. پس بر نهادهای اطلاعاتی و امنیتی است که به دنبال جذب قلوب مردم از طریق تلاش برای برقراری عدالت در جامعه باشند.

نظر شما در باره استراق سمع و شنود که ابزار کنترلی بسیاری از نهادهای اطلاعاتی و امنیتی دنیاست، چیست؟
بدون تردید، اصل در فقه اسلامی این است که استراق سمع و شنود مکالمات مردم حرام است و هرگز نباید حقوق افراد و آبروی آنان با استراق سمع و شنود، تفتیش و تجسس و افشاگری، مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرد. همچنین در ارتکاب و انجام این کارهای خلاف شرع و قانون، هیچ کس نمی تواند به بهانه مأمور بودن و عضویت در دستگاه اطلاعاتی و امنیتی بگوید؛ «المأمور مأذور» و برای خود عذر شرعی بیاورد؛ چون برای مأموران اطلاعاتی و امنیتی نیز تفتیش و تجسس در امور شخصی و اسرار مردم جایز نیست، مگر در آن بخش عمومی و مهمی که مصالح نظام و جامعه مسلمین بسته به آن باشد و از آن ناحیه خطری بزرگ و معتد به اساس و کیان نظام سیاسی و اجتماعی مسلمین را تهدید کند، البته آن نیز به مقدار نیاز و مقتضای ضرورت و به حکم قانون و مجوز قضایی جایز می باشد و نمی توان با توجیهات نادرست مجوز شرعی و قانونی برای حلال کردن حرام خدا درست کرد!
در ماده ۲۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز آمده است: بازرسی و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آن ها، استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است، مگر به حکم قانون.
همچنین تفتیش و پیگیری خطا و لغزشی که در پنهانی صورت گرفته باشد و یا مرتکب آن پشیمان گردیده و توبه نموده باشد، از جوانمردی و انصاف و اخلاق اسلامی به دور است، بلکه مروت آن است که این قبیل کسان مورد عفو و بخشش قرار گیرند و از راه نصیحت و ارشاد و پند و موعظه اصلاح شوند و اعتدال پیدا کنند.

به نظر شما در چه مواردی تجسس جایز است؟
«مواردی را که تجسس و کسب اخبار برای دولت و جامعه اسلامی ضرورت دارد می توان به چهار شاخه تقسیم بندی کرد
۱٫ زیر نظر گرفتن کارگزاران و کارمندان حکومت و تجسس اخبار آنان
نظام اسلامی باید بر عملکرد کارگزاران خود نظارت جدی و دقیق داشته باشد که آیا آنان مسؤولیت ها و وظایف اداری خود را با امانت داری و درستکاری انجام می دهند یا نه؟ و این که برخوردهای آنان با مردم چگونه است و رفتارشان در باره بیت المال و اموال دولتی و حکومتی به چه نحوی است و …؟ نظارت بر کارگزاران حکومت از مهم ترین آموزه های حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) است. در سیره نظری و عملی علی(ع)، پیشگیری از هر جهت بر درمان مقدم است و نظارت مراحلی دارد:
الف. ضرورت نظارت در گزینش
سیاست علی(ع) بر این بود که سازمان حکومت و گزینش مدیران را به گونه ای سامان دهد که حتی الامکان جرم و تخلفی روی ندهد. براین اساس بود که علی(ع) با اِشرافی که بر نفوذ فساد در سازمان حکومت اسلامی داشت قبل از هر چیز اقدام پاک سازی بدنه حکومت کرد و کلیه کارگزاران دولت سابق را به جز اشعری [آن هم بنا به دلایلی خاص] برکنار کرد. (تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۷۷)
امیرالمؤمنین(ع) قبل از سپردن هرگونه مسؤولیتی به افراد، نهایت دقت را در خصوص توانمندی و امانتداری فرد می کرد و ملاک انتخاب آن حضرت نیز صرفا توانمندی و تقوا و دل سوزی فرد نسبت به مصالح مسلمین بود، نه تملق و چاپلوسی و ارتباط او با محافل قدرت و ثروت! حساسیت علی(ع) در گزینش کارگزاران به حدی بود که برای گماردن فردی به چوپانی گوسفندان جمع آوری شده به عنوان زکات، در نهایت دقت به عامل خود می فرماید: و آن ها [گوسفندان بیت المال] را به فردی که به او اطمینان نداری یا نسبت به بیت المال مسلمانان دل سوز نیست مسپار! (نهج البلاغة، نامه ۲۵)
همچنین در عهدنامه جاودانه مالک اشتر می فرماید: [کارگزارانت را] از میان مردمی با تجربه و اهل حیا و از خاندان های پاک و با تقوا برگزین. (نهج البلاغة، نامه ۲۵)
و در همان جا تأکید می کند که: در امور کارمندانت بیاندیش و پس از آزمایش، آنان را به کار بگمار.(نهج البلاغة، نامه ۵۳)
حضرت همچنین از انتخاب کارگزاران زیرک و خیانتکار که با تملق و چاپلوسی خود را به حاکمان نزدیک می کنند شدیدا نهی می کند و نسبت به خطر آنان این گونه هشدار می دهد: مبادا در گزینش کارگزارانت بر تیزهوشی و اطمینان شخصی و خوش باوری خودت تکیه کنی؛ زیرا افراد زیرک با ظاهرسازی و خوش خدمتی نظر زمامداران را به خود جلب می کنند که در پس این ظاهرسازی، نه خیرخواهی وجود دارد و نه امانت داری. (نامه ۵۳)
ب. ضرورت نظارت بعد از گزینش و در مقام خدمت
امام علی(ع)، بر نظارت مستمر و دقیق بر عملکرد کارگزاران حکومت تأکید جدی دارد و علاوه بر نظارت دقیق از جانب خود بر عملکرد کارگزاران، آنان را نیز به نظارت بر عملکرد نیروهای تحت امر خود توصیه می فرماید. آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر نخعی بر به کارگیری جاسوسان راستگو و وفادار برای نظارت بر عملکرد کارگزاران تاکید کرده و فرموده است: و برآنان جاسوسانی راستگو و وفا پیشه بگمارکه مراقبت و بازرسی پنهانی تو از کارهای آنان سبب امانتداری و مهربانی آنان با مردم می شود. از همکاران سخت مراقبت کن و اگر یکی از آن ها دست به خیانت زد و گزارش جاسوسان تو آن خیانت را تأیید کرد.
ج. ممانعت از رانت خواری
علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر، او را به عنوان یک مقام حکومتی از رانت خواری، امتیازخواهی و برتری جویی در آنچه که با سایرین در آن مساوی است بر حذر داشته و تأکید کرده است: برحذر باش از رانت خواهی و برتری جویی نسبت به مردم در آنچه که با آنان مساوی هستی. (نهج البلاغة، نامه ۵۳)
علی(ع) هچنین با قاطعیت از مالک اشترمی خواهد که اسباب هرگونه رانت خواری و امتیازخواهی آقازاده ها، خویشاوندان و افراد نزدیک به حاکمان را از ریشه برکند.
د. ممانعت از رشوه خواری
علی(ع) همچنین در نامه ای به برخی از فرماندهان نظامی از رشوه خواری به عنوان یکی از دلایل هلاکت و نابودی امت های پیشین یاد می کند و خواستار مقابله جدی با آن می شود. (نهج البلاغة، نامه ۷۹)
مجازات متخلفان
علی(ع) کارگزاران خود را از طریق سیستم اطلاعاتی خود شدیدا کنترل و در صورت اثبات تخلف با آنان برخورد جدی می کرد. این گونه نبود که که مدیری و کارگزاری در جایی خلاف کند و او را در جایی دیگر ارتقا دهد! علی(ع) در خصوص خیانت مأموران دولتی به بیت المال شدیدا حساس بود به طوری که در نامه ای خطاب به استاندار خود زیاد بن ابیه فرموده است:
به خدا سوگند – سوگندی راست- که اگر به من خبر برسد که تو در اموال مسلمانان- کم یا زیاد- خیانت کرده‏ای، چنان بر تو سخت بگیرم که چیز چندانی نداشته باشی، و بار زندگی بر تو سنگینی کند، و سامانت به هم ریزد.(نهج البلاغة، نامه ۲۰)
همچنین به یکی از فرماندارانش که پسرعموی حضرت بود و مرتکب خیانت شده بود می نویسد: من تو را در امانت خود شریک داشتم، و از هر کس به خویش نزدیک تر پنداشتم، و هیچ یک از خاندانم برای یاری و مددکاری ام چون تو مورد اعتماد نبود، و امانتدار من نمی نمود. …. ای که در نزد ما در شمار خردمندان بودی، چگونه نوشیدن و خوردن را بر خود گوارا نمودی در حالی که می دانی حرام می خوری و حرام می آشامی و کنیزکان می خری و زنان می گیری و با آنان می آرامی از مال یتیمان و مستمندان و مؤمنان و مجاهدانی که خدا این مال ها را به آنان واگذاشته، و این شهرها را به دست ایشان مصون داشته است؟ پس از خدا بیم دار و مال های این مردم را باز سپار، و اگر نکنی و خدا مرا یاری دهد تا بر تو دست یابم تو را کیفری دهم که نزد خدا عذرخواه من گردد، و به شمشیری تو را بزنم که کسی را بدان نزدم جز آن که به آتش درآمد! به خدا اگر حسن و حسین چنان می کردند که تو کردی از من روی خوش نمی دیدند، و به آرزویی نمی رسیدند، تا آن که حق را از آنان بستانم و باطلی را که به ستمشان پدید شده نابود گردانم.
عزل متخلفان
امام علی(ع) با سیستم اطلاعاتی دقیق، تخلفات کارگزاران را تحت نظر می گرفت و متخلفان را عزل و در مواردی به تشهیر آنان اقدام می کرد. چنان که ابن ابی الجارود را از مقام خود به خاطر تخلف عزل کرد.
هدف از اجرای مجازات تشهیر هم که در آن مجرم به عموم مردم معرفی می شود، عبرت گرفتن دیگران و جلوگیری از تکرار وقوع آن جرم است. این مجازات در مواردی محدود و خاص در سیره علی(ع) وجود داشت و در مواردی بر آن تأکید فرموده است. علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر با تجویز مجازات تشهیر در قبال مفاسد اقتصادی و تعدی کارگزاران به بیت المال و ظلم و تعدی به مال و حقوق مردم فرموده است: «خائنان به بیت المال را خوار دار و خیانتکار بشمار و طوق بدنامی بر گردنشان بیفکن.
در برخی از موارد هم کیفر با تازیانه از دیگر مجازات هایی است که علی(ع) برای دفع مفسده اقتصادی کارگزاران و به بیان دقیق تر؛ عقوبت خائن در بیت المال، تجویز فرموده است.
در عصر پیچیده جدید، چنین مدیریت و نظارت دقیقی بر کارگزان حکومت و مجازات متخلفان، نیازمند به یک دستگاه اطلاعاتی منضبط، بسیار دقیق، بی طرف، عادل و با تقواست که جز به مصالح و منافع ملی نیندیشد و به آحاد افراد و جریان های موجود جامعه نگاه مساوی داشته باشد؛ زیرا هرگونه تبعیض در نگاه نهاد اطلاعاتی به افراد و جریان ها کیان نظام سیاسی و اجتماعی را به مخاطره می اندازد.»
۲٫ زیر نظر گرفتن تلاش ها و تحرکات سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی دشمنان علیه نظام اسلامی
یکی از مهم ترین وظایف نهادهای اطلاعاتی و امنیتی این است که تمامی تلاش ها و تحرکات سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی دشمنان علیه نظام اسلامی زیر نظر بگیرد و اطلاعات لازم در این زمینه را در اختیار مقامات مسؤول قرار دهد تا مسؤولان نظام برای آن ها چاره اندیشی کنند. دستگاه اطلاعاتی و امنیتی نظام اسلامی باید از چنان سرعت عمل و آوانگاردی در جنگ اطلاعاتی و امنیتی با بیگانگان و دشمنان نظام اسلامی برخوردار باشد که هرگز نظام اسلامی در داخل کشور، از نظر سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی مورد هجوم دشمن قرار نگیرد که علی(ع) می فرماید: به خدا سوگند، هیچ ملّتی در درون خانه خود مورد هجوم قرار نگرفت، مگر این که ذلیل و خوار شد. (نهج البلاغة خطبه ۲۷)
۳٫ زیر نظر گرفتن تلاش ها و تحرکات دشمنان نظام اسلامی، جاسوسان و عوامل بیگانه
زیر نظر گرفتن تلاش ها و تحرکات دشمنان کشور، نظام اسلامی و اسلام و مسلمین، جاسوسان و عوامل بیگانه نه تنها جایز، بلکه واجب است. نهاد اطلاعاتی و امنیتی باید بکوشد که اطلاعات لازم و کافی را درباره دشمنان کشور و اسلام و مسلمین و ملت و نظام، از قبیل منافقان و جاسوسان و گروه های مخفی چه در داخل و چه در خارج از کشور به دست آورد و اشراف کامل بر برنامه ها، نقشه ها، فعالیت ها، طرح های عملیاتی و تحرکات آنان داشته باشد تا نظام اسلامی بتواند در موقع لزوم و زمان مناسب، واکنش لازم را نشان دهد و نقشه های آنان را نقش بر آب و از ملک و ملت در مقابل توطئه ها دفاع کند. البته همه این اقدامات باید براساس قانون و مجوزهای لازم از مقامات مسؤول اطلاعاتی و امنیتی و در صورت لزوم سیاسی و قضایی انجام و از هرگونه اقدام خودسرانه اجتناب شود تا مبادا دوستی به جای دشمن گرفته و در نتیجه، مشکلاتی متوجه رابطه مردم با نظام اسلامی شود.
۴٫ کسب اخبار از اوضاع و احوال مردم و جریانات جامعه
یکی از مهم ترین و حساس ترین وظایف نهاد اطلاعاتی و امنیتی کسب اخبار از اوضاع و احوال مردم و جریانات جامعه به منظور آگاهی از نیازها و کمبودهای آنان و شکایاتی است که ممکن است از مسؤولان حکومتی داشته باشند. این مسأله به طور دائم باید بررسی شود که روابط و پیوندهای مردم با حکومت مرکزی به چه نحوی است؛ چون اگر زمامدار مسلمین و دولت مرکزی از کمبودها، گله ها و شکایات مردم به‎طور واقعی آگاه نگردد، این مسائل به مرور زمان جمع و پیدایش کینه‎ها و عقده های خطرناک اجتماعی را سبب می گردد که ممکن است نظام اسلامی و روند عادی و جریان امور جامعه را مختل سازد. علی(ع) در راستای رسیدگی به مشکلات مردم، فقط به گزارش جاسوسان و مأموران مخفی اکتفا نمی کرد و به گزارش های مردمی هم در نظارت بر عملکرد کارگزاران، توجه و عنایت داشت. علی(ع) با گزارش حضوری و مستند یک زن شجاع به نام «سوده هَمدانی»، فرماندار خود به نام «منذر بن جارود» را به خاطر ظلمی که مرتکب شده بود عزل کرد. (نهج البلاغة نامه ۷۱)
ابن ابی الحدید می نویسد:امیرالمؤمنین(ع) خانه ای به نام بیت القصص داشت که مردم نامه های خود را در آن می انداختند. (شرح ابن ابی الحدید بر نهج البلاغة، ج۱۷،ص ۸۷)

به نظر شما نحوه برخورد نهادهای امنیتی و اطلاعاتی با مردم، مظنونان و متهمان چگونه باید باشد؟
«هرگونه برخورد نهاد امنیتی با مظنونان و متهمان باید همراه با رعایت کرامت انسانی و در چارچوب قانون و احکام شرع باشد. رفتار نهادهای امنیتی با مردم، آینه تمام نمای هر حکومتی است و با بررسی عملکرد چنین دستگاه هایی است که می توان حکومت را درست ارزیابی کرد و به آن نمره قبولی و یا مردودی داد!
نهادهای امنیتی باید حافظ جان و مال و آبروی مردم و موجب امنیت روانی مردم باشند و شنیدن نام آن ها برای مردم آرامش بخش باشد. براین اساس، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی باید صرفا در مقام ضابط قضایی انجام وظیفه کنند و از هرگونه اقدام خودسرانه و خارج از ضوابط قانونی و شرعی اجتناب ورزند.
نهادهای امنیتی باید حافظ آزادی های شرعی و قانونی و حقوق شهروندی آنان باشند و اجازه ندهند که هیچ مقامی و جریانی و فردی، آزادی های مردم و حقوق شهروندی آنان را مورد تعدی قرار دهد.
آزادی یکی از مهم ترین و طبیعی ترین حقوقی است که خداوند عالمیان به آدمیان عطا فرموده و رشد و تعالی انسان ها بدون بهره مندی از این حق خدادادی میسور و ممکن نیست.
علی(ع) خطاب به فرزندش فرمود: وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ‏ اللَّهُ‏ حُرّاً؛ بنده دیگری مباش، زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است. (ابن شعبه حرانی، حسن بن علی‏، تحف العقول، ص ۷۷)
خداوند متعال یکی از اهداف بزرگ انبیای الهی را آزادی و رهایی مردم عنوان کرده و فرموده است: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ… وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ؛همان ها که از فرستاده [خدا] پیامبر امّی پیروی می کنند …، پیامبری که بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آن ها بود، [از دوش و گردنشان] بر می دارد. (سوره اعراف، آیه ۱۵۷)
براین اساس است که ما می بینیم در حکومت علوی، آزادی مردم یکی از حقوق قطعی و مسلّم آنان است و برای آزادی مخالفان در حکومت علوی هیچ خط قرمزی وجود نداشت مگر این که مخالفان دست به اسلحه برند و آزادی و امنیت عمومی را به خطر بیاندازند.
مردم در حکومت اسلامی با قرائت علوی از انواع و اقسام آزادی ها برخوردارند که نهادهای امنیتی نیز باید تلاش کنند که با تأسی به رفتار سیاسی علی(ع) حافظ تمام آزادی ها و حقوق مردم باشند.
آزادی های مردم در حکومت اسلامی علوی عبارتند از:
یک. آزادی بیان.
علی(ع) در برابر ستایش و مداحی و متکلفانه سخن گفتن یکی از یاران خود در میان جمع مردم فرمود: و بدان سان که رسم سخن گفتن با جباران تاریخ است، با من سخن مگویید. [ کلینی، محمد بن یعقوب، کافی،ج ۸، ص ۳۵۶]
یعنی در برابر من آزادانه حرف هایتان بزنید. بدون هیچ ترس و هراسی مطالب و خواسته های خود را مطرح کنید. من کسی نیستم که از سخن حق واهمه داشته باشم. این سخن، صراحت کامل در آزادی بیان در تشیع علوی دارد. عبدالله بن الکواء یکی از سران خوارج و مخالفان سرسخت و لجوج امام علی(ع) بود و در هر کاری بر امام اعتراض و انتقاد می کرد و امام هرگز مانع آزادی بیان او نشد و فقط شبهات و ابهاماتی را که وی القا می کرد صبورانه پاسخ می دادند. [طبرسی، احمد بن علی، الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج ۱، ص ۲۲۸- ۲۲۹]
زمانی یکی از خوارج به امام علی(ع) این گونه دشنام داد: خدا علی را بکشد، چقدر دانشمند است!
یاران امام (ع) خواستند متعرضش شوند، اما علی(ع) فرمود رهایش کنید، او نسبت به من فحاشی کرد. یا او را عفو کنید یا در نهایت فقط با او مقابله به مثل کنید! [ نهج البلاغة، ص ۵۵۰]
دو. آزادی انتقاد
امام در ارتباط با آزاد بودن شهروندان در انتقاد می فرماید: و چنین مپندارید که اگر با من سخن حقی گفته شود مرا گران می آید. [ کافی، ج ۸، ص ۳۵۶]
یعنی اگر در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی به نظر شما در کار من اشکالی به نظر می رسد، آن را آزادانه مطرح کنید تا من در صدد اصلاح آن برآیم.
سه. آزادی ارائه نظر مشورتی
علی(ع) خود، مردم را در ارائه راهکار و پیشنهاد در اداره امور جامعه فرا می خواند. مشارکت در تصمیم گیری در قالب مشورت، یکی از رئوس برنامه ها و سیاست های امام علی(ع) در اداره کشور بود و این یعنی دخالت دادن مردم در سرنوشت خویش و مشارکت آنان در تصمیم گیری ها.[ همان]
چهار. اجبار نکردن مردم بر آنچه خواسته آن ها نیست
مرا نرسد به چیزی وادارتان کنم که از آن اکراه دارید. [ نهج البلاغة، ص ۳۲۴]
بنابراین، آزادی به تمام اقسام آن؛ نظیر آزادی اجتماعی، سیاسی، بیان، عقیده و… در حکومت اسلامی علوی وجود داشت و مورد اهتمام آن حضرت بود. شاید این مقدار آزادی در دنیا بی سابقه باشد که حکومتی با مخالفان خود تا این درجه با دموکراسی رفتار کرده باشد. خطرناک ترین و خشن ترین مخالفان علی(ع) خوارج بودند، اما آن حضرت با آن ها در منتهی درجه آزادی و دموکراسی رفتار کرد. زندانشان نکرد، شلاقشان نزد و حتی سهمیه آنان را از بیت المال قطع نکرد. آن ها همه جا در اظهارعقیده آزاد بودند. علی(ع) در مقابل خوارج، عمده ترین، خشن ترین و سرسخت ترین دشمنان برانداز خود با رعایت کامل حقوق انسانی شان، فرمود: همانا سه حق مسلم شما در نزد ما محفوظ است؛ ما هرگز شما را از گزاردن نماز در مسجد جامع شهر و شرکت در اجتماعات خود منع نمی کنیم، حقوق شما را از بیت المال می پردازیم و تا شما بر ما شمشیر نکشید و جنگ نیاغازید با شما نمی جنگیم. [ مستدرک الوسائل , ج ۱۱ , ص ۶۵]
امیرالمؤمنین امام علی(ع) مطلقا آزادی های مخالفان خود را محدود و کسی و گروهی را نه تنها ممنوع البیان نکرد، بلکه خود رسما از آنان می خواست که آزادانه از حکومت اسلامی و شخص علی(ع) در مقام امام و خلیفه مسلمین انتقاد کنند و نظر مشورتی ارائه دهند. در یک کلام، منتقدان در حکومت علوی قدر می دیدند و در صدر می نشستند.
در نتیجه در حکومت اسلامی علوی، مسلمانان، یهودیان، مسیحیان، مجوسیان، و همه انسان ها از هرکیش و آیینی در سایه اسلام، با عزّت و احترام زندگی می کردند؛ چرا که آن حضرت همان طورکه درعهدنامه معروف مالک اشتر آمده است، فرمود: ای مالک، با همه مردم، با مهربانی و احترام و انسانیت رفتار کن؛ زیرا آنان دو گروه اند، یا برادران دینی تواند و یا مانند تو انسان اند. [ تحف العقول، ص ۱۲۷؛ نهج البلاغة، ص ۴۲۷]
نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اگر می خواهند سربازان واقعی امام زمان (عج) باشند، باید در زمینه رعایت آزادی های مردم، سیره امام علی(ع) را الگوی خود قرار دهند.

نظر شما در باره حقوق مخالفان سیاسی و نحوه برخورد با آنان چیست؟
همان طور که عرض شد در حکومت علوی، مخالفان سیاسی آن حضرت از آزادی کامل بیان و انتقاد و حتی برگزاری تجمع علیه خود آن حضرت برخوردار بودند و از این لحاظ هیچ گونه محدودیت نداشتند. با این که در دوران حکومت علی(ع)، جامعه و حکومت اسلامی با بحران ها و تهدیدهای بی سابقه مانند فتنه خوارج، شورش طلحه و زبیر، و شرارت های معاویه، مواجه بود و در این میان، خوارج و اصحاب جمل، بعد از انشعاب از صفوف یاران علی(ع) علاوه بر کارشکنی، هتاکی و تبلیغات گمراه کننده گسترده علیه حضرت و سازماندهی نیرو برای مقابله با علی(ع) مرتکب جرائم فراوانی علیه حکومت اسلامی می شدند. با این که برخی از آن عناصر نامطلوب به علی(ع) در میان مسجد و در حضور آن حضرت دشنام می دادند، اقدام به نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و برگزاری تجمعات بزرگ اعتراضی و خصمانه علیه آن حضرت می کردند، اما علی(ع) حتی یک نفر از این مخالفان خطرناک را زندانی نکرد!
کثیر حضرمی رئیس پلیس علی(ع)، می گوید در مسجد کوفه، گروهی علیه امیرالمؤمنین صحبت می کردند و یکی از آن ها قسم خورد که حضرت را خواهد کشت، من او را گرفتم وخدمت حضرت آوردم، حضرت فرمود:آزادش کن، تو انتظار داری که من قبل از اقدام به قتل، او را بکشم؟! گفتم: او به شما اهانت می کرد. فرمود: تو هم به او اهانت کن یا رهایش کن. (مبسوط سرخسی، ج۱۰، ص۱۲۵)
حکومت ها معمولاً برای گرفتن فرصت اقدامات ضدحکومتی، مخالفان خود را تحت عناوینی چون اقدامات تأمینی پیش از هرگونه اقدام علیه حکومت دستگیر می کنند، ولی امیرالمؤمنین علی(ع) هرگزبه این روش برای برخورد با مخافان خود دست نزد!
به عنوان مثال، خرّیت بن راشد، سر به عصیان برداشت و خروج کرد، برخی اصحاب اصرار داشتند که حضرت او را دستگیر کند و حتی در این باره به حضرت اعتراض کردند، ولی حضرت در پاسخ آنان فرمود:انا لو فعلنا هذا لکل من نتهمّه من الناس ملأنا السجون منهم؛ تا جنایتی اتفاق نیفتاده نمی توان کسی را زندانی کرد، و الّا باید زندان را از متهمان پر کنیم.(الغارات، ج۱، ص۳۳۵)
سیره ی امیرالمؤمنین چنان بود که در جریان جنگ جمل، اسیران را به پشت میدان جنگ فرستاد و آن ها را که دست به شورش مسلحانه زده بودند، زندانی کرد، ولی با پایان یافتن جنگ، آن ها را آزاد کرد، لذا فقها درباره همین مجرمان هم فتوی داده اند که: زندانی شدن آنان در مدّت جنگ و برای آن است که به دشمن نپیوندند، ولی پس از آن آزاد می شوند.(شهید، الدروس، ج۲، ص۴۳)
در این جا برای حسن ختام به نظر بنده مناسب است که اشاره ای به ماجرای رفتار امیرالمؤمنین امام علی (ع) با أبوالأسود دوئلی داشته باشیم که یکی از شخصیت های برجسته و جلیل القدر عالم اسلام و جهان تشیّع و یاران خاص امیرالمؤمنین امام علی(ع) و فقیهی بزرگوار و بنیانگذار علم نحو و قرآن شناسی بزرگ و مجاهدی کم نظیر بود که در جنگ جمل و صفین و نهروان در نهایت فداکاری و ایثار در رکاب علی(ع) جنگید.
در مورد شخصیت او گفته اند که وی از سادات تابعین و اعیان آن هاست و در رأی و عقل، اشدّ و اکمل رجال است. جناب أبوالأسود خیرخواه امام علی(ع) بود و نارسایی های برخی کارگزاران را به امام گوشزد می کرد؛ به عنوان مثال زمانی که متوجه خیانت ابن عباس به بیت المال شد به امام(ع) گزارش داد و فرار ابن عباس را نیز به سمع امام رساند. امام در پاسخ نامه ابوالاسود از او خواست که جریانات منطقه را به او برساند و خطاب به او فرمود:کسی همانند تو، خیرخواه امام و امت است و امانتگزار و راهبر حق، … مرا از آنچه آن جا می گذرد و نظر در آن موجب صلاح امت است مطلع کن که تو شایسته این کار هستی و این تکلیف واجب تو است.
ابوالاسود از جمله کسانی بود که بعد از جنگ صفین از علی(ع) خواست که داوری حکمیت را به او بسپارد، ولی مخالفان به داوری او رضایت ندادند. داستان دیدار او با معاویه در اوج قدرت معاویه و اظهارات او درباره علی(ع) هم نشانگر نهایت ارادت او به امیرالمؤمنین علی(ع) است.
بعد از صلح امام حسن(ع)، و قدرت مطلق یافتن معاویه در دیداری، معاویه از او پرسید:تو به نتیجه داوری در صفین اعتراض کردی، هرگاه داوری آن روز را به عهده تو می گذاشتند، چگونه داوری می کردی؟
ابوالاسود با شجاعت تمام پاسخ داد:هزار نفر از مهاجران با اولادشان و هزار نفر از انصار با اولادشان را گرد هم می آوردم و به آن ها می گفتم: ای گروه انصار و مهاجر، از علی و معاویه کدام یک شایسته خلافت اند؟آیا آزادشده ای که مسلمانان او را در حال کفر، اسیر کردند و آزاد ساختند، یا مردی از مهاجران که دین و حقیقت به وجود او مباهات می کند؟!
امیرالمؤمنین امام علی(ع)، چنین شخصیت برجسته و یار وفاداری را در بصره مقام قضاوت داد و چند روز بعد او را عزل کرد! این شخصیت بزرگوار نزد امیرالمؤمنین(ع) آمد و گفت: یا امیرالمؤمنین، چرا مرا عزل کردی، با این که نه خیانتی کرده و نه مرتکب جنایتی شده ام!
امام علی (ع) در پاسخ او فرمود:إنّی رأیت کلامک یعلو کلام خصمک؛من دیدم که به هنگام سخن گفتن با طرفین دعوی، صدای تو از صدای متهم بلندتر شد و به همین دلیل تو را عزل کردم.!!!
نکته جالب هم این است که ابوالاسود نیز مبنا و دلیل عزل خود را پذیرفت و هیچ اعتراضی به آن نکرد! س در نظام قضایی علوی، قاضی و مقام قضایی نامداری چون ابوالاسود دوئلی فقط به دلیل بلند شدن صدایش در برابر متهم آن هم چند روز بعد از انتصاب عزل می شود تا چه رسد به مسایل دیگری مانند اخذ رشوه و اعمال نفوذ و توهین به متهم و شکنجه و آزار وی و… که این امور در نظام قضایی علوی کاملا مردود است!
بر ما شیعیان امیرالمؤمنین امام علی(ع) است که نظام قضایی و اطلاعاتی و امنیتی خود را بر این سیاق سامان دهیم تا اگر نیروهای اطلاعاتی و امنیتی خود را سربازان گمنام امام زمان (عج) بنامیم، نامی با مسمی و منطبق بر واقع باشد!

 

اخبار مرتبط



1 ديدگاه مطلب براي " رحمت الله بیگدلی: از اصلی ترین وظایف نهادهای امنیتی حفظ آزادی های قانونی و حقوق شهروندی است " ارسال شده است.

  1. علیرضا خادمی می‌گه:

    جالبه در بعضی توضیحات گفته شده بعضی کشورهای اروپایی از ما مسلمون تر هستن!!!!!!!!!!!!

ارسال نظر

Go to TOP