تاریخ انتشار:۰۳ آبان ۱۳۹۴در ۷:۲۴ ق.ظ کد خبر:1538

حسین حائری در گفت‌و‌گو با اعتماد ملی مطرح کرد:

مجلس دهم فصل جدیدی در سیاست‌گذاری‌های نظام

اعتماد ملی: از فعال‌ترن دانشجویان دانشگاه شهرکرد بود. از کانون‌های فرهنگی گرفته، تا انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه. سال 84 به عنوان مسئول شاخه جوانان و دانشجویان ستاد حجت‌الاسلام مهدی کروبی در استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شد و پس از پایان دوران دانشجویی و بازگشت ...

اعتماد ملی: از فعال‌ترن دانشجویان دانشگاه شهرکرد بود. از کانون‌های فرهنگی گرفته، تا انجمن اسلامی دانشجویان این دانشگاه.
سال ۸۴ به عنوان مسئول شاخه جوانان و دانشجویان ستاد حجت‌الاسلام مهدی کروبی در استان چهارمحال و بختیاری انتخاب شد و پس از پایان دوران دانشجویی و بازگشت به زادگاهش در بروجن، حضور در مجامع و کانونی‌های فرهنگی را در این شهر ادامه دامه داد و سال ۸۸ نیر به‌عنوان مسئول ستاد مهدی کروبی در بروجن انتخاب شد.
دکتر حسین حائری بروجنی، عضو حزب اعتماد ملی، حالا به‌عنوان اصلاح‌طلبی معتدل و مورد قبول بسیاری از چهره‌های بروجن، در این شهر فعالیت می‌کند.

با او به‌گفت‌و‌گویی تفصیلی نشسته‌ایم. گفت‌و‌گویی که در آن هم از لزوم تغییر در مجلس بعدی و حضور نسل سوم و جوانان در این مجلس سخن به میان آمد، و هم از عملکرد دولت در دو سال گذشته.
مشروح این گفت‌و‌گو پیش روی شماست:

 

آقای حایری، آینده حضور جوانان را در عرصه سیاسی و اجتماعی چگونه می‌بینید؟ چقدر فضا برای فعالیت جوانان مساعد است؟
ابتدا لازم میدانم ایام سوگواری اباعبدالله حسین را خدمت شما و کلیه ی شیعیان و آزادگان جهان تسلیت عرض کنم، امیدوارم همه ما بتوانیم حسینی بیندیشیم، حسینی زندگی کنیم و حسینی در راه احقاق حق مبارزه و ایستادگی کنیم.  در مورد سوال شما ابتدا به ساکن باید به این مسئله بپردازیم که اساسا چه فاکتورهایی جوان و جوانان را از سایر رده های سنی متمایز کرده و اثرگذاری آن را تا حد زیادی در تحولات اجتماعی و سیاسی قابل توجه می‌کند.

به طور خلاصه پرانرژی بودن، جسارت و تلاش مجدانه در راستای نیل به هدف، دوری از منیت‌ها و خودمحوری‌ها در تمامی فرایندها و توانمندی بسیار زیاد در ایفای نقش در فعالیت‌های گروهی و تیمی و بسیاری از فاکتورهای مثبت دیگر همچون شجاعت در تصمیم‌گیری، توانمدی بالا در تحلیل شرایط و مطالبات جامعه و… باعث شده است که همواره این نسل از جامعه به‌عنوان اثرگذارترین قشر جامعه در تحولات سیاسی و اجتماعی مورد توجه قرار گیرد.

متاسفانه این دسته از پتانسیل های جوانان به دلایل متعددی در سالهای اخیرنادیده گرفته شده است.در واقع در این سال‌ها همه نهادها، جریانات و تشکل‌های سیاسی، اجتماعی فعال در کشور سعی کرده‌اند آنجا که پتانسیل‌های این نسل خواسته‌ها و منافع آنها را محقق می‌کند به آنها میدان داده و آنها را به حساب بیاورند و در مقابل زمان‌هایی که این نسل در پی اثرگذاری واقعی و عملی در راستای برنامه‌ریزی‌ها و همچنین اجرای ایده های خود برآمده است نادیده گرفته شده و از میدان عمل خارج شده است که هزینه این عدم حضور جوانان در سطوح تصمیم گیری و مدیریتی جامعه بیش و پیش از آنکه موجبات تضعیع حقوق این قشر را فراهم کند جامعه را از توانمندیها و پتانسیل های آنان محروم میکند.نسل سوم انقلاب مترصد ورود به عرصه های تصمیم گیری و مدیریت کشور است هزینه ناشی از عدم اعتماد مسئولان به این نسل از جامعه هنگفت و متوجه مردم و مصالح ملی است.

اینجاست که ما به عنوان جوانان فعال در عرصه سیاسی جامعه در وهله اول از مدیران و تصمیم گیرندگان کشور می‌خواهیم که شرایط و بستر مناسب را برای حضور جوانان در عرصه‌های مختلف فراهم آورند که مقدمه اجتناب ناپذیر آن اصلاح نگاه آنها به این نسل است؛ و از طرفی هم از جوانان می‌خواهیم که خود را بیش از پیش برای ورود به عرصه‌های جدید آماده کنند، چراکه تغییر در حلقه مدیران کشور در سال‌های آتی امری غیرقابل اجتناب می‌نماید و تجهیز جوانان به سلاح دانش و تجربه می‌تواند امید به فردایی روشن‌تر را نوید بخش باشد.

 

دولت فعلی در این زمینه چقدر توانسته موثر باشد؟
متاسفانه دولت آقای روحانی نتوانسته است آن طور که باید و شاید در این راستا اقدامات لازم را انجام دهد که این خود به طور قطع ریشه در اندیشه ها و تفکرات دولتمردان نسبت به جوانان است. جوانان و مطالبات مشروع آنها سالهاست مورد بی توجهی مسئولان قرار می‌گیرد. تنها مدت زمان کوتاهی پس از دوم خرداد سال ۷۶ بود که دولت برخاسته از حمایت دانشجویان و جوانان بارقه‌های امیدی را برای حضور جوانان در عرصه‌های تصمیم سازی، تصمیم‌گیری و مدیریتی کشور به وجود آورد و تا حدودی مقدمات آن را هم فراهم آورد؛ از جمله تقویت سازمان ملی جوانان و مجالس دانش آموزان و جوانان و ایجاد سمن‌ها و… که می‌توانست محملی به جهت تربیت نیروهای جوان برای ورود به عرصه های مدیریتی باشد، منتها بروز وقایعی همچون ۱۸ تیر و… در کنار آن همان نگاه منفی باقیمانده در میان مسئولان باعث افزایش ارتفاع دیوار بی‌اعتمادی نسبت به جوانان شد. پتانسیل غیر قابل انکاری که روزی مقتدرانه بساط سلطنت ۲۵۰۰ ساله را جمع کرده بود و در روزگاری دیگر جنگی ۸ ساله را با ایثار وصف ناشدنی خودش به اتمام رسانده بود امروز برای پذیرش ابتدایی ترین سمت‌ها مورد اعتماد قرار نمی گرفت. این جوان همان جوان است، منتها تفاوت شکلی مطالباتش با نسل‌های قبلی منجر به آن می‌شود که مورد اعتماد قرار نگیرد.

از سال ۸۴ و با روی کار آمدن دولت احمدی‌نژاد فضا برای برای فعالیت جوانان همفکر و همسو با ایشان در کشور هموارتر شد که بررسی میانگین سنی مدیران ارشد دولت احمدی‌نژاد و مقایسه آن با دولت فعلی و همچنین توجه به لیست‌های انتخاباتی جریان محافظه‌کار برای انتخابات‌های مختلف و وزن بالای جوانان در آنها همه و همه بیانگر آن است که توجه آنها به امر جوانان بسیار بیشتر است.

ازسال ۹۲ و با به روی کارآمدن دولت آقای روحانی بحران عدم اعتماد به جوانان بروز دوباره ای یافت و به کارگیری مدیران ارشد دولت های هاشمی و خاتمی در این دولت حتی در سمت هایی که مربوط به جوانان است و کاهش نقش مشاورین جوان در سازمانهای دولتی همچون استانداریها نمونه ای از این عدم اعتماد است. البته ما همگی امیدواریم که گرایش افراطی دولت روحانی به گزینش مدیران سالخورده و ژنرال‌ها به خاطر بحران شدید اجتماعی، سیاسی و اقتصادی پس از دوران احمدی نژاد باشد و دولت دوم ایشان که انشاالله در شرایط بهتری تشکیل می‌شود سرآغاز تغییر نسلی حلقه مدیریتی کشور باشد.

 

لزوم تغییر مجلس آینده از لحاظ فعالان جوان چیست؟ 

به طور قطع جوان شدن مجلس به‌عنوان مهمترین نمود مردمسالاری در هر جامعه ای و مهمترین بازوی تصمیم گیری و نظارت مردم هر جامعه بر سرنوشت آنها تلقی میشود. به تبع آن مهم ترین شرط اثرگذاری هر مجلس پشتوانه ی مردمی آن می باشد. بدیهی است مجلسی که نمایندگان آن پشتوانه ی مردمی بسیار کمی داشته باشند و توان لازم برای دفاع از حقوق موکلان خود را در معادلات سیاسی و اجتماعی ندارد و این خود مهمترین نقطه ضعف مجلس فعلی بدون در نظر گرفتن گرایشات سیاسی آن می باشد (مقایسه درصد و میزان آرای نمایندگان مجلس فعلی با به طور مثال نمایندگان مجلس اول و یا ششم موید این مطلب می باشد)به واقع این مجلس به هیچ وجه گرایشات سیاسی و اجتماعی اکثریت جامعه را نمایندگی نمی کند که بتواند مطالبات آنها را پیگیری و محقق کند، در نتیجه در ساده ترین بیان تغییر این مجلس به علت آنکه مقدمه لازم در جهت تحقق خواسته های مختلف اکثریت جامعه می باشد امری بدیهی و اجتناب ناپذیر است.

به طور قطع جوان شدن مجلس به علت آنکه می تواند به خودی خود خواسته های گروه بسیاری از افراد جامعه را پیگیری و محقق سازد نقش بسیار تاثیرگذاری در توانمندی،مردمی بودن و همسو بودن این نهاد با خواست عمومی جامعه ایفا نماید.توجه داشته باشید که مجلسی که تهی از نمایندگان جوان باشد به طور ناخواسته ای نمی تواند مطالبات درصد بسیار زیادی از افراد جامعه را پیگیری نماید چراکه در بهترین حالت نمیتواند درک صحیحی از نیازها، خواسته ها و تمایلات این قشر از جامعه داشته باشد.حال آنکه حضور نمایندگان جوان در مجلس، حتی در تعداد محدود، می تواند صدای این نسل را در این نهاد به گوش سایر نمایندگان برساند و در همه تصمیم‌گیری‌ها با در نظر گرفتن خواسته‌های آنها عمل کند. شکاف عمیق نسلی و مطالباتی بین رده‌های سنی مختلف جامعه ما باعث شده است بخش عظیمی از جوانان از کنش‌های سیاسی، اجتماعی فاصله گرفته و امیدی به بهبود شرایط از مسیرهای معمولی همچون انتخابات نداشته باشند. حال آنکه حضور افرادی از این نسل در روند انتخابات پیش رو می‌تواند باعث رونق فضای انتخاباتی شود.

از طرفی مجلس آینده در شرایط پساتحریم تشکیل می‌شود. در دوره‌ای که دیگر نمی‌توان ناکارآمدی نهادهای تصمیم گیری و اجرائی را به گردن تحریم ها مشکلات سیاست خارجی انداخت.از این منظر قرارگرفتن متخصصین جوان همگام با رویکرد اعتدالی دولت میتواند گره گشای مشکلات مردم باشد. مجلس دهم باید فصل جدیدی درسیاست‌گذاری‌های نظام جمهوری اسلامی برمبنای عقلانیت، تخصص و اعتدال ایجاد کند.

 

شما خود را در یک حزب سیاسی فعال می‌دانید؛ چقدر احزاب به این حضور جوانان در عرصه سیاسی کمک می‌کنند؟ به‌ویژه حزب شما.

به طور قطع وجود احزاب و فعالیت‌های حزبی یکی از مهمترین پایه‌های لازم برای برقراری دموکراسی در هر جامعه‌ای است. چنانچه یکی از مهمترین فاکتورهایی که برای بررسی میزان برقراری دموکراسی در هر جامعه بایستی مورد بررسی قرار گیرد میزان فعالیت احزاب، تکثر احزاب و میزان اثرگذاری آنها در جامعه است. بدیهی است چنانچه احزاب جایگاه واقعی خود را در جامعه به‌دست بیاورند و نگاه حزبی در همه فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی نگاه غالب و اثرگذار شود، تقویت جوانان در احزاب می‌تواند زمینه‌ساز حضور موثر و قوی آنها را در جامعه فراهم کند و به حضور پررنگ تر آنها در تصمیم‌گیری‌ها و فعالیت‌های جاری کشور کمک شایان توجهی کند.

در حزب اعتماد ملی نیز از آغاز شکل گیری توجه قابل ملاحظه و بسیار خوبی به جوانان وجود داشت تا حدی که حتی در هیات موسس این حزب نیز جوانان وزن قابل توجه و بالایی داشتند، بدیهی است که این مسئله خود نیز متاثر از هم نگاه مثبت و متفاوت جناب آقای کروبی دبیرکل محترم حزب به جوانان داشت؛ نکته ای که بارها و بارها در حیات سیاسی ایشان اثبات شده است و هم نشانگر حضور جوانان بسیار توانمند و تاثیرگذار در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ در ستادهای ایشان بود که همان جمع قدرتمند هسته اولیه تشکیل حزب اعتماد ملی بوده است و در سال‌های بعد در قالب شاخه جوانان حزب به یکی از فعال‌ترین شاخه‌های حزب تبدیل شد. شاخه همیشه پر جنب و جوش که موتور متحرک حزب برای نیل به اهداف والایش تلقی می شود.


ارسال نظر

Go to TOP