تاریخ انتشار:۰۷ آبان ۱۳۹۴در ۱۲:۱۴ ب.ظ کد خبر:1763

ترس رسانه‌های قزوین از پیگیری حادثه باراجین

قربانگاهی به نام سکوت

مجتبی رحیمی، روزنامه‌نگار قزوینی: قزوین با حوادث و اتفاقاتی همچون اتفاق باراجین غریبه نیست. با پنهان کردن و سکوت درباره آن‌ها هم همین‌طور، اتفاقاتی که لای پنبه سکوت پیچیده می‌شدند تا تیزی‌شان گرفته شود. انگار سکوت و اختفا رسم فجایع این دوره است و پای ...

مجتبی رحیمی، روزنامه‌نگار قزوینی: قزوین با حوادث و اتفاقاتی همچون اتفاق باراجین غریبه نیست. با پنهان کردن و سکوت درباره آن‌ها هم همین‌طور، اتفاقاتی که لای پنبه سکوت پیچیده می‌شدند تا تیزی‌شان گرفته شود. انگار سکوت و اختفا رسم فجایع این دوره است و پای قرارداد نانوشته قهر با رسانه را همه مسئولان به‌اتفاق امضا کرده‌اند. برای شکستن فضای ابهام در هر فاجعه‌ای اعم از قتل‌های زنجیره‌ای، خودسوزی و تجاوز به عنف هیچ تلاشی نمی‌شود.

هرروز رسانه‌ای جدید در شهر ما متولد می‌شود بی‌آنکه بتواند دیوارهای بلند سکوت را بشکند و به‌ناچار سر از فرضیه بافی و نظریات انتزاعی و خنثی درمی‌آورد بدون آن‌که دردی از این بی‌خبری جانکاه دوا کند. تشنج و آشفتگی رسانه‌ای در فاجعه‌ای دل‌خراش که قزوین را بازهم به صدر اخبار کشاند سخن گفت، نشان داد که فضای تبادل اطلاعات چقدر محدود و ضعیف است. اخباری از یک تجاوز گروهی همراه با تهدید و ارعاب که از راه نرسیده تکذیب شد و بعدازآن به تائید مسئولان دیگر رسید علم بر یک موضوع را تقویت می‌کند، بی‌اعتقادی به اصل چهارم دموکراسی.

مسئولان استان قزوین، به‌ویژه در نهادهای امنیتی و انتظامی اعتقادی به‌ضرورت آگاهی بخشی ندارند و اهالی رسانه همواره برای عبور از دژی که در این حوزه بناشده، با مقاومتی سخت مواجه می‌شوند. رسانه‌هایی که خبر را پوشش داده‌اند (رسانه‌های قزوین سهمی در آن ندارند) توسط دادستان تهدید می‌شوند و رسالت واقعی رسانه‌های که اطلاع‌رسانی است فراموش می‌شود. این اتفاقات در حالی رقم می‌خورد که قربانیان این اتفاقات در حقیقت قربانیان ناآگاهی و بی‌خبری هستند و از اتفاقی ضربه خورده‌اند که از تکرار آن اطلاع نداشته‌اند. اگر همان روز نخستی که باراجین به قربانگاه اولین دختران و پسران جوان تبدیل شد، با شفافیت پرده از این راز مگو برداشته می‌شد و به‌جای برخورد امنیتی با همه خودروها و مسافرین در مسیر باراجین، با آگاه‌سازی راه بر تکرار این سناریو بسته می‌شد، شاید حالا دستپاچگی و نگرانی کار را به اظهارات ضدونقیض و پشت کردن به رسانه‌ها نمی‌کشاند. گذشته از آنکه تکرر این وقایع که عمیق‌ترین درجه آسیب‌های رفتاری و اخلاقی را متبلور می‌کند، حاکی از کم‌کاری در ریشه‌یابی و آسیب‌شناسی آن‌هاست، ضعف مدیریت بحران در این شرایط هم مزید بر علت شده تا سکوت جای پاسخگویی را بگیرد، زیرا پاسخی باقی نمی‌ماند. مردم ترجیح می‌دهند فر ض را بر احتیاط واجب بگذارند و هرجایی را خطرناک بپندارند مگر آنکه خلافش ثابت شود. باراجین شروع یا پایان یک اتفاق نبود چه اینکه در طی یکی دو سال اخیر حتی مدرسه و شرکت هم برای مردم ناامن شد. حالا دیگر این اتفاق گذشته، برای شنوندگان یک درام هیجان‌انگیز است، غافل از آنکه می‌توانست یک هشدار باشد و حتی اگر بخواهیم عاقلانه‌تر فکر کنیم می‌توانست یک پیش‌بینی باشد تا قزوین تجربه‌گر چنین اتفاقی نباشد.

حالا باید دید آیا قربانیان اجازه دارند سکوت خود را بشکنند و آیا دستگاه قضا تنها برای جلوگیری از تکرار این وقایع به شفاف‌سازی خواهد پرداخت؟ آیا به این باور خواهیم رسید که هزینه‌های پیشگیری از درمان کمتر است؟

 


ارسال نظر

Go to TOP