تاریخ انتشار:۰۴ مهر ۱۳۹۴در ۷:۳۰ ق.ظ کد خبر:208

ابراهیم یزدی در گفت‌و‌گو با اعتماد ملی:

رهبر و شورای انقلاب موافق قطع رابطه با امریکا نبودند

اعتماد ملی: وزیر خارجه ایران در روزهای پرالتهاب پس از انقلاب، از قطع رابطه با امریکا و موافق نبودن رهبر فقید و اعضای شورای انقلاب با آن قطع رابطه می‌گوید. از ورودش به سیاست سخن می‌راند و رابطه‌اش با ماهاتیرمحمد و رجب طیب اردوغان و ...

اعتماد ملی: وزیر خارجه ایران در روزهای پرالتهاب پس از انقلاب، از قطع رابطه با امریکا و موافق نبودن رهبر فقید و اعضای شورای انقلاب با آن قطع رابطه می‌گوید. از ورودش به سیاست سخن می‌راند و رابطه‌اش با ماهاتیرمحمد و رجب طیب اردوغان و رهبران جنبش اسلامی امریکا. ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران، در گفت‌و‌گویی که سال ۹۲ با او انجام شد، اشاره‌ای هم به رابطه ایران و امریکا در شرایط فعلی می‌کند و منافع کلان ملی کشورمان در رابطه با همه کشورها از جمله امریکا.
گفت‌و‌گوی مکتوب «اعتماد ملی» با ابراهیم یزدی پیش روی شماست:

آقای یزدی؛ چه شد که اصلا وارد فعالیت سیاسی شدید؟
چند عامل در شکل گیری شخصیت انسان موثر است. همه انسان ها دارای یک ویژگی عام یا وجودی هستند که بخشی از شاکله مارا تشکیل می دهد. عامل دوم ویژگی های وراثتی – خانواده، پدر و مادر است. عامل سوم محیط خانواده و تربیت درون خانواده ، به‌ویژه در دوران کودکی است. بی تردید محیط مذهبی خانواده در شکل گیری شخصیت من موثر بوده است. اما من تحت تاثیر خانواده به سیاست روی نیاوردم. دوران نوجوانی من همزمان بود با آزادی های سیاسی دهه ۱۳۲۰٫ جنبش ملی شدن صنعت نفت محیط های آموزشی، دبستان ها و دبیرستان ها و دانشگاه را به شدت تحت تاثیر خود قرارداده بود. من هم متاثر از این فضا وارد فعالیت سیاسی شدم.
به یاد دارم در تظاهرات دانش آموزان و دانشجویان و به دنبال آن مردم علیه دولت قوام در سال ۱۳۲۱ شرکت داشتم و هنگامی که مردم مجلس شورای ملی را اشغال کردند من هم در وسط جمعیت بودم. فضای سیاسی آن زمان جوانان را سیاسی کرده بود. اما برادرم، دکتر کاظم یزدی در وارد کردنم به مسائل سیاسی موثر بوده است. در وقایع ۱۷ آذر سال ۲۱ که به آن اشاره کردم ایشان یکی از فعالان بود.

شما در دوران دانشجویی در دانشگاه بیلور از موسسان جامعه مسلمانان هوستون بودید که بزرگترین سازمان اسلامی در آمریکا محسوب می شود؛ از چگونگی تاسیس آن بگویید؟
در جلد دوم خاطراتم، هیجده سال در غربت- از شهریور ۱۳۳۹ تا بهمن ۱۳۵۷ کلیه فعالیت های علمی، سیاسی و اسلامی خود را شرح داده ام. در دانشکده پزشکی بیلور من دو سال دوره فوق دکترا در ژنتیک مولکولی را گذراندم و سپس به عنوان اسیستان پرفسور در همان دانشکده به کار تحقیق و تدریس پرداختم. دانشکده پزشکی بیلور در مرکز پزشکی تکزاس( در هیوستون) واقع است. در این مرکز چندین دانشکده ، بیمارستان و مراکز پزشکی وجود دارد. از تمام دنیا پزشکان، از جمله پزشکان مسلمان، برای گذراندن دوره های تخصصی به این مرکز می آیند.
علاوه بر پزشکان، دانشجویان از کشور های اسلامی در دانشگاه های این شهر به تحصیل اشتغال داشتند. هیوستون یکی از مراکز صنعتی آمریکابود و تعداد قابل توجهی مهندسان مسلمان در این شهر بودند. با کمک همین افراد جامعه اسلامی کلانظهر هیوستون را تاسیس کردیم و اولین مسجد تکزاس را در هیوستون بنا کردیم. اولین نماز عید فطر در منزل ما با حضور ۱۲ نفر برگزار شد. در سال ۱۳۸۰ که برای درمان سرطان ام در هیوستون بودم در نماز عید فطر بیش از ۵۰هزار نفر شرکت کرده بودند. اکنون در هیوستون نزدیک به ۲۰ مسجد وجود دارد.

شما با کسانی مثل رجب طیب اردوغان و ماهاتیر محمد هم دوره بوده اید؛ رابطه‌تان با آنها چگونه بود؟
ماهاتیر محمد و انور ابراهیم، هر دو از مالزی، در آمریکا دانشجو و عضو انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا بودند. از آن جا باهم آشنا شدیم. در جنبش اسلامی آمریکا این انجمن نقش موثری داشته است. در این جنبش برخی از فعالان با عربستان سعودی نزدیک بودند. ما با کمک گرفتن از عربستان و یا هر دولت دیگری مخالف بودیم و هم چنین دیدگاه های سیاسی خاص خود را داشتیم. بسیاری از فعالان جنبش اسلامی و انجمن اسلامی دانشجویان، از جمله ماهاتیر محمد و انور ابراهیم از مواضع ما حمایت می کردند. آن ها بعد بعد از اتمام تحصیل و برگشتن به کشورشان به فعالیت های خود ادامه دادند. اما آشنایی من با مرحوم اربکان و رجب طیب اردوغان و عبدالله گل و سایر رهبران حزب رفاه از مسیر دیگری بوده است. با اعتقاد به جهان وطنی اسلامی، من با فعالان جنبش های اسلامی در سایر کشور ها در تماس بودم. در سال ۱۹۸۶ شورای اسلامی اروپا سمیناری در استانبول درباره اقتصاد جهان اسلام برگزار کرد و از من هم دعوت شد و من در باره «نفت در جهان اسلام» سخنرانی کردم. این سخنرانی مورد استقبال قرار گرفت و در چندین نشریه اسلامی به زبان های ترکی، انگلیسی و عربی چاپ شد. متن این سخنرانی ام در: «دکترین امنیت ملی- ابراهیم یزدی- نشر سرایی ۱۳۸۴» آمده است. در این سفر از نزدیک با رهبران حزب رفاه آشنا شدم و ارتباط پیدا کردم که هنوز هم ادامه دارد.

فعالیت سیاسیتان را با حزب خداپرستان سوسیالیست شروع کردید؛ درباره فعالیت نهضت خداپرستان سوسیالیست کمی توضیح می دهید؟ 

درباره نهضت خداپرستان سوسیالیست در جلد اول خاطراتم به‌طور کامل توضیح داده ام. سوسیالیسم به عنوان اندیشه عدالتخواهی ریشه های عمیقی در میان مسلمانان دارد. از زمان خود پیامبر در مورد توزیع عادلانه ثروت دو دیدگاه کاملا متمایز وجود داشت. هواداران یا به تعبیری، شیعیان علی (ع) عدالتخواهان بودند. جریان خوارج از پیروان علی عدالت خواه بودند و سال ها در بحرین حکومتی بر اساس توزیع عادلانه ثروت ایجاد کرده بودند.
قرامطه گروه دیگری از مسلمانان بودند که به توزیع عادلانه ثروت اعتقاد داشتند و حکومتی بر این اساس تاسیس کرده بودند. در قرن اخیر با ورود اندیشه های اروپایی به کشور های اسلامی توجه متفکرین اسلامی به مکاتب سوسیالیستی جلب شد. کتاب ها در زمینه اسلام و سوسیالیسم نوشته شده است. نظیر «الاسلام و الاشتراکیه» نوشته السباعی یک متفکر سوری. در ایران واژه اجتماعیون مسلمان( در برابر اجتماعیون عامیون یا سوسیال دموکرات ها) ظاهراً توسط سید جمال الدین اسدآبادی به‌کار برده شده است. درسال ۱۳۲۲ یا ۲۳ آقای سعیدی نامی کتاب اسلام و سوسیالیسم را نوشت. شاید بتوان گفت که «نهضت خداپرستان سوسیالیست» نخستین حرکت سازمان‌یافته بر پایه این اندیشه بوده است.

پس از آخرین دیدار شما به عنوان وزیر خارجه ایران، با همتای امریکایی، و مسایلی که برای دولت موقت پیش آمد، رابطه ایران تا سال‌ها با امریکا رو به تیرگی رفت. چه تفاوتی بین آن زمان و شرایط فعلی در رابطه با غرب و امیرکا می‌بینید؟
من اولین وزیر امور خارجه در جمهوری اسلا می ایران هستم که با وزیر امور خارجه آمریکا دیدار داشتم. در سفری که به مناسبت سی و چهارمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل به نیویورک رفته بودم آقای سایروس وانس همراه هیئتی به دیدن ما آمد. در آن روزها فضای حاکم بر سیاست در ایران بسیار ملتهب و پر هیجان بود. احساس سیاسی بر بینش و دانش سیاسی غلبه داشت. در آن زمان روابط دیپلماتیک میان دو کشور بر قرار بود. اگر چه جوّ عمومی مخالف روابط با آمریکا بود، اما رهبر فقید انقلاب، اعضای شورای انقلاب و هیئت دولت هیچکدام موافق با قطع روابط با آمریکا نبودند و برای حل و فصل اختلافات گفت‌و‌گو با مقامات مسئول آمریکا را هم ضروری می دانستند. این دولت آمریکا بود که روابط میان دو کشوررا قطع کرد.
اما اکنون به نظر می رسد افکار عمومی با بهبود روابط با آمریکا موافق باشد. نظام جمهوری اسلامی دوران استقرار را پشت سر گذاشته است. در آن زمان ما برای حل مسائل و مشکلات مانده از دوران شاه با آمریکا گفت‌و‌گو می کردیم. اما اکنون منافع کلان ملی کشورمان، داشتن روابط معقول و منطقی بر اساس احترام متقابل با تمامی کشورهای جهان از جمله آمریکا را ایجاب می کند. بخش عمده ای از مسئولان و دست اندر کاران به این جمع بندی رسیده اند. اما هنوز در این زمینه اجماع نظر به وجود نیامده است، یا حداقل موضعگیری ها چنین نشان می دهد.


ارسال نظر

Go to TOP