رضا حجتی گفت: در حال حاضر و بر اساس ارقام تشکل های ثبت شده جوانان، در بهترین حالت به ازای هر سی و پنج هزار نفر جمعیت جوان یک «سمن» معتبر داریم. این مقدار به نسبت نرخ‌های جهانی برای مشارکت های مشابه پایین است. حتی کشورهای در حال توسعه نیز، وضعیت‌شان از این لحاظ بهتر از ماست.

وی در پاسخ به این سوال که علل بی رغبتی جوانان به مشارکت متشکل و سازمان‌یافته اجتماعی چیست، اظهار کرد: این مساله علل متفاوتی دارد یکی از علل اصلی آن به حاکمیت جو امنیتی در سال‌های گذشته بر می‌گردد. این وضعیت مبتنی بر «ترس» هنوز هم از بین نرفته و پابرجاست و به راحتی می‌تواند این تصور را القا کند که هر سخن یا اقدام در حوزه فرهنگ و اجتماع می‌تواند بار سیاسی ایجاد کند و یا تبعات امنیتی به‌بار آورد. متاسفانه موضوعات با ماهیت فرهنگی- اجتماعی، سیاسی قلمداد می شوند و به آسانی نیز برچسب امنیتی می خورند. این باعث شده که هزینه کنش فرهنگی- اجتماعی معادل اقدامات امنیتی- سیاسی شود و به همین علت بسیاری از جوانان رغبت  و انگیزه ای برای فعالیت موثر اجتماعی – فرهنگی ندارند.

حجتی عدم آگاهی جامعه به ویژه جوانان از این ابزار قدرتمند را علت بعدی دانست و تصریح کرد: ما به «سمن»ها به مثابه یک ابزار و امکان پرقدرت اجتماعی نگاه می‌کنیم ولی دانش و  به اصطلاح سواد اجتماعی جوانان ما نسبت به این امکان کم است و به عمد یا سهو از دسترس آگاهی مردم دور نگاه داشته شده است و به خصوص جوانان اطلاع چندانی از حقوق و البته مسئولیت‌های خود در این باره ندارند؛ بنابراین رسانه‌ها بایستی به منظور معرفی لزوم مشارکت جمعی و “کار کروهی” کمک کنند.

وی در پاسخ به این سوال که در دوران مسوولیت شما چه اقداماتی برای احیای سمن‌های جوانان صورت گرفته است، گفت: در ابتدای دولت تدبیر و امید حدود پنجاه «سمن» جوانان معتبر در سطح کشور وجود داشت که تعداد آنها در حال حاضر به بیش از ۷۰۰ «سمن» افزایش یافته است. هرچند می‌پذیرم به علت کمبود شدید منابع، نتوانسته‌ایم برای «توانمندسازی» آنها، آن طور که جوانان از دولت تدبیر و امید انتظار دارند؛ کاری انجام دهیم.

حجتی ادامه داد: یکی از موانع اصلی توسعه فعالیت‌های موثر جمعی و متشکل، عدم آگاهی و شناخت مردم نسبت به حقوق و تکالیف اجتماعی‌‍شان است. وقتی مردم و بویژه جوانان نه تنها از موضوع “مشارکت نهادمند اجتماعی” که اسم «سمن» و NGO هم بی خبر هستند و اساسا در فرآیندهای اجتماعی سازنده، برای خودشان نقشی متصور نیستند؛ جامعه از این جهت ضعیف و ناتوان و البته بی دفاع می¬شود.

مدیرکل مشارکت های اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان با بیان اینکه جامعه باید ابتدا خودش را باور کند تا شخصیت های حقوقی جدیدی مثل «سمن»ها را بپذیرد؛ افزود: تا جوان نتواند به این سوال پاسخ دهد که «چرا ماندن؟ چرا کار و تلاش؟ چرا احساس مسئولیت و مشارکت اجتماعی؟» باور، امید و انگیزه قوی هم در او ایجاد نمی شود. جوان برای ورود سازنده به اجتماع، نیاز به “امید و نشاط” دارد وگرنه دلیلی ندارد برای مشارکت مسئولانه و داوطلبانه اجتماعی پیش قدم شود. «سمن»های جوانان هم از یک منظر محصول و معلول چنین شرایط هستند و در عین حال موجد و عامل ایجاد نشاط و امیدواری اجتماعی هستند.

وی بودجه را دومین شرط لازم احیای «سمن»ها دانست و اظهار کرد: دادن پول از سوی دولت به «سمن»های جوانان، نه ممکن است – و به فرض امکان هم – صحیح و مفید نیست؛ اما دولت در حوزه پشتیبانی و به خصوص توانمندسازی «سمن»ها بایستی هزینه کند و در واقع بهتر است بگوئیم باید “سرمایه گذاری” کند؛ سرمایه گذاری برای شکل گیری و تقویت “سرمایه اجتماعی”. اما با اعتبار ناچیزی که هم اکنون دولت برای توانمندسازی «سمن»های جوانان پرداخت می کند؛ نمی توان انتظار اقدامات بزرگ و موثری داشت.

حجتی با بیان اینکه ما به عنوان دولت باید بسترها و زمینه-ها توسعه اجتماعی را ایجاد کنیم؛ گفت: سودمندترین مداخله ای که دولت می تواند انجام دهد؛ پشتیبانی مادی و معنوی از توانمندسازی «سمن»های جوانان است.

وی درباره وضعیت سمن های روستایی عنوان کرد: «سمن»های روستایی بسیار کم هستند چرا که به طور طبیعی، نهادهای اجتماعی جدید معمولا ابتدا در شهرهای بزرگ تاسیس و سپس به شهرهای کوچک و روستاها تسری پیدا می کند. البته درست این است که روستا و شهر هم از لحاظ توسعه رفاهی و هم اجتماعی- فرهنگی، همسطح یا نزدیک به هم باشند. ولی واقعیت این است که در کلان شهرهایی مثل تهران، مشهد، اصفهان، تبریز و شیراز انبوه جمعیت و به تبع آن انباشت و تمرکز امکانات و رفاهیات را داریم و به طور سنتی مظاهر رشد عمرانی، اقتصادی، صنعتی و … ابتدا در این شهرها ایجاد شده و می شود. هرچند ما در سطح کشور چند «سمن» روستایی منسجم و قوی هم داریم که منشاء تحولات خوبی در روستاهای خود بوده اند.

مدیرکل مشارکت های اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان ادامه داد: این یک مشکل اساسی توسعه است. ما توسعه متناسب با مزیت‌های منطقه‌ای و همگن نداریم. صحبت از “آمایش سرزمین” می شود ولی در عمل بودجه های ناچیزی به حوزه فرهنگ و اجتماع تعلق می گیرد و متاسفانه منابع با معیارهای دیگری توزیع می شود.