تاریخ انتشار:۰۷ آذر ۱۳۹۴در ۷:۴۹ ق.ظ کد خبر:2519

زهرا نصیری

جنبش دانشجویی؛استقلال یا انفعال؟

جنبش دانشجویی،جنبش مستقلی است که از خاستگاه طبقاتی مردم متوسط شهری است، جنبشی مدرن که اهداف اصلی اش را مقابله با نهادها، افکار و بنیان های سنتی موجود در جامعه قرار می دهد لذا جنبش دانشجویی را می توان جنبش مقاومت نامید. (1) اساسا جنبش ...

جنبش دانشجویی،جنبش مستقلی است که از خاستگاه طبقاتی مردم متوسط شهری است، جنبشی مدرن که اهداف اصلی اش را مقابله با نهادها، افکار و بنیان های سنتی موجود در جامعه قرار می دهد لذا جنبش دانشجویی را می توان جنبش مقاومت نامید. (۱) اساسا جنبش دانشجویی، پدیده ای خاص، جدید و جهانی است، از این رو، هانا آرنت در کتاب خشونت خود در ارائه تعریفی از جنبش دانشجویی می نویسد: طغیان دانشجویان اولا: پدیده ای جهانی است و تجلیات آن در کشورهای گوناگون و دانشگاه های مختلف، صورت متفاوتی داشته است. ثانیا: دو ویژگی اساسی، جنبش دانشجویی را از دیگر جنبش های اجتماعی عمومی و نظیر جنبش کارگری و جنبش های اجتماعی خاص نظیر جنبش ضد برده داری و حمایت از حقوق زنان و… تفکیک می کند. این دو ویژگی عبارتند از:الف- ویژگی پرسش گری و روحیه چون و چرا کردن در قبال هر قضیه ای که منافع کوتاه مدت یا بلند مدتی را برای جامعه داشته باشد، یا چنین منافعی را به خطر اندازد.ب- دارای ویژگی آرمان خواهی، اصول گرایی و کمال پرستی در عین حال، برخوردار از ویژگی نفی مناسبات تبعیض آمیز اجتماعی است.(۲)

اگر بگوییم که جنبش دانشجویی در ایران پس از انقلاب پیچیده‌ترین، پرتحرک‌ترین و در عین حال پر افت‌و‌خیزترین جنبش‌های اجتماعی محسوب می‌شود، سخنی به گزاف نگفته‌ایم. این پیچیدگی به‌قدری‌ است که تا کسی در عرصة سیاسی دانشگاه سابقة حضور فعال و مستمری نداشته باشد، آن را به درستی درک نخواهد کرد، اما این خود بهترین دلیل است بر این ضرورت که هرچه روزآمدتر، اصیل‌تر و دانشجویی‌تر آن را بکاویم و جریانی که فواید، و گاهی مضرات بیشماری در صحنة تاریخی انقلاب داشته است، مطالعه و تحلیل کنیم.
در واقع بعد از انقلاب اسلامی ایران مزیت و ویژگی خاص جنبش دانشجویی ایران که بدان منزلت اجتماعی بالایی بخشیده، کشیدن بار اصلی تحول خواهی در دوره گذار و زمینه سازی برای برطرف شدن موانع تحقق مطالبات مردم بوده است. در حال حاضر، آنچه موجب جنبش دانشجویی در کشور ما شده، قطعا مطالبات صنفی آن ها نبوده، بلکه به خاطر همراهی آنان با مطالبات جامعه و خواست اکثریت مردم بوده است. بنابراین مادامی که تقاضاهای دانشجویی از حالت صنفی و آموزشی فراتر نرود و با خواسته های مردم و منافع ملی همسو نشود، ماهیت «بیداری دانشجویی»، یا «جنبش اجتماعی» پیدا نخواهدکرد و لذا مقام معظم رهبری با عنایت به نکته ی فوق فرمودند: «در محیط دانشگاه، بعضی حوصله ی حرکت ندارند، امّا می گویند: بگذار کارهایی را بکنیم، درسمان را بخوانیم، زودتر این ورق پاره را بگیریم و مثلاً دنبال کاری برویم… این ها مشمول…. بیداری، خیزش و حرکتی که عنوان دانشجویی دارد نیستند.»(۳) متاسفانه در دوره دولت دهم با برخوردهای سرکوبگرانه اعمال شده بر جنبش های دانشجویی و پایین آمدن آستانه تحمل نقادی از سوی دولتمردان ،تحرکات این جنبش را به کمترین میزان بعد از تجدید حیات در دهه هفتاد رساند.در زمان ریاست جمهوری آقای روحانی اگر چه فضای پلیسی در دانشگاه‌ها کاهش یافته است اما تفاوت چشمگیری در سطح فعالیت‌های جنبش دانشجویی مشاهده نمی‌شود. اقدامات کنترلی در خوابگاهها احضار ها به کمیته های انظباطی سختگیری های فرهنگی و اعمال گزینش سیاسی در مقاطع بالای تحصیلی همچنان دانشجویان منتقد را گرفتار نگاه داشته است، در سالیان اخیر گسترش مناسبات دانش آموزی نیز تاثیر منفی غیر قابل انکاری در نقادی دانشگاه‌ها داشته است. دانش آموز خود را مطیع  کامل سلسله مراتب اقتدار در مدارس می بیند و برای خود حق اعتراض و نافرمانی قائل نیست در بین بخشی از دانشجویان جدید الورود چنین گرایشی به وضوح دیده میشود که به تعمیق  رکود در فضای دانشگاه و طولانی  شدن دوران گذار انجامیده. اما چه بسا مواجهه با بومی گزینی که سبب نابودی زیر بنایی عرصه دانشگاههاست سرسخت ترین چالشی است که حیات و بقای جبش دانشجویی مستقل را تهدید می کند.زندگی دانشجویان در خوابگاهها آن ها را در هویتی متفاوت از زندگی ماقبل دانشجویی قرار میدهد که تحارب و سنت های استقلال خواهی را در دانشجو تقویت میکند همچنین قرار گرفتن مستمر دانشجویان در کنار هم باعث تقویت هویت جمعی آنها میشود. بدین ترتیب دانشگاه به دست دانشجویانی سپرده شد که پس از کلاسهای درس به سبک پیشین زندگی در منزل باز می گردد. اجرای این برنامه های کوتاه مدت برای ایجاد دانشگاه مطیع ،ساز و کار فعالیت در دانشگاهها را در معرض تغیراتی جدی و عمیق قرار داد.این فضا  احتمال تغییر پارادیم در کنش دانشجویی و سیاست زدایی از آن در قالب تبدیل به نیروی دنباله روی گروه‌های سیاسی در بیرون از دانشگاه‌ها را افزایش می دهد. سرنوشت آینده جنبش دانشجویی وابسته به راه حل ها و تدابیری است که کنشگران دانشجویی برای عبور از این چالشها ارائه میدهند.

پی نوشت:

۱-(احسان نراقی، جامعه، جوانان و دانشگاه، تهران: شرکت سهامی کتاب های جیبی، ۱۳۵۴، ص۵۵-۵۶)

۲-(حسین بشیریه، ساختار جنبش دانشجویی، ماهنامه ایران فردا، سال ششم، شماره ۲۸، آبان و آذر ۱۳۷۶)

۳-بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف، آذر ۱۳۷۸

 

اخبار مرتبط



1 ديدگاه مطلب براي " جنبش دانشجویی؛استقلال یا انفعال؟ " ارسال شده است.

  1. محمدتقی می‌گه:

    بهره برداری گروه های سیاسی یکی از آفت های جنبش دانشجویی است ولی نکته مهم تر ایجاد تشکلهای دانشجویی حکومتی یا وابسته به نهادهای حاکم معضل بزرگتری است در دولت دهم به شدت تقویت شدو تمام فعالیتهای دانش جویان را تحت الشعاع قرارداد.

ارسال نظر

Go to TOP