تاریخ انتشار:۱۴ آذر ۱۳۹۴در ۹:۱۲ ق.ظ کد خبر:2807

مسعود فرجی

دوراهی رسانه‌های اصلاح‌طلب، با مردم یا با سردار

«مافیای رسانه‌ای محمدباقر قایباف» پدیده‌ای است که از روزهای آغازین صدرات او بر بلدیه پایتخت، منتقدانش از آن سخن می‌گویند. مانیفست این مافیا در بین مطبوعاتی‌ها به مطایبه اینطور تعریف می‌شود؛ ۱- تا جایی که امکان داشت سایت‌های خبری و غیر خبری به صورت قارچ‌گونه راه‌اندازی ...

«مافیای رسانه‌ای محمدباقر قایباف» پدیده‌ای است که از روزهای آغازین صدرات او بر بلدیه پایتخت، منتقدانش از آن سخن می‌گویند.
مانیفست این مافیا در بین مطبوعاتی‌ها به مطایبه اینطور تعریف می‌شود؛ ۱- تا جایی که امکان داشت سایت‌های خبری و غیر خبری به صورت قارچ‌گونه راه‌اندازی شود و در آنها نه به شکل غیرمستقیم، بلکه به تابلوترین شیوه ممکن از زحمات مدیران شهری نه با چند زبان مختلف که با یک ادبیات واحد تقدیر شود.

۲- سراغ رسانه‌های بالقوه برای طرح کوچکترین نقدی رفته و در سه مرحله با آن برخورد شود. یکم، ایجاد رابطه دوستانه با خبرنگار رسانه مزبور و تقدیر‌های پیاپی از زحمات او در انعکاس واقعیت-خدمات مدیران شهری- یا مشغول به کار شدن معنوی خبرنگار در یکی از سایت‌های مذکور و دریافت حقوقی که حق خودش است! شیوه دوم که پس از ناکارا شدن روش اول آغاز می‌شود، رساندن سلام‌های پر از محبت‌های خاص برای دبیر و در وهله دوم سردبیر رسانه مزبور است. شکست در این مرحله که معمولا بار مالی هم برای مدیریت شهری دارد، کار را به سیم آخر می‌رساند، رفتن سراغ مدیرمسوول و ایجاد روابط خاص که معمولی‌ترین آن، سرازیر شدن آگهی‌های شهرداری به رسانه مزبور است.

حالا غرض از این بازگو کردن این «صرفا مطایبه‌ی» مطبوعاتی، نگاهی به وضعیت فعلی انعکاس اخبار شهرداری تهران در رسانه‌ها است؛ رسانه‌هایی که به یک دسته بزرگ متعلق به شهردار و شهرداری، متوسط متعلق به اصولگرایان منتقد قالیباف و کوچک اصلاح‌طلب و مستقل تقسیم می‌شوند.

در حالت عادی تقریبا دو دسته اول و آخر و نیمی از دسته دوم مدام در مدح و رثای مدیریت جهادی سردار قالیباف در شهر می‌گویند و جفاهایی که اعضای شورای شهر و مردم و دولت و حتی دول خارجی در حق شهرداری تهران می‌کنند تا مانع از موفقیت‌اش می‌شوند.

اما در حالت غیر عادی مثل وضع فعلی ما، معادله کمی پیچیده‌تر می‌شود. حالت فعلی زمانی است که برای اولین بار رییس کمسیون برنامه و بودجه شورای شهر عزم کرده حسابرسی شهرداری تهران را تمام و کمال به مردم گزارش دهد.

این عمل فی‌النفسه مشکلی ندارد و می‌شد مثل همیشه لشکر ردیف شود و از افتخارات محمدباقر قالیباف بنویسند، اما مشکل آنجایی شروع می‌شود که تقریبا هیچ کدام از چندین صد برگ حسابرسی را به هر زبانی که بخوانی نمی‌شود دستمایه‌ی تقدیری در آن پیدا کرد.
خرابکاری دوباره مهندسان مافیا! 

در این شرایط اولین واکنش جبهه رسانه‌ای شماره یک که گفته می‌شود از قضا این بار به مدد تکنولوژی‌های نو از رسانه‌های جدید غیر رسمی مثل تلگرام هم بهره می‌برد، نه پاک کردن صورت مساله که حمله به بانی این قضیه بود.

یک‌باره در اقدام غیر مشترک و عیر مرتبط به هم! در چندین سایت و کانال تلگرام خبر آمد که دعوا زرگری است و علیرضا دبیر که سهم خواسته و به او نداده‌اند، حالا این کارها را می‌کند، همسرش همه‌ی زندگی مشترک‌شان را با بن‌های شهروند می‌چرخاند و خودش تا حالا دردانه‌ی قالیباف بوده و قس علیهذا.

از هوش ضعیف این تیم رسانه‌ای همین بس که بی حاشیه‌ترین و سالم‌ترین عضو شورای شهر هم هم وارد این بازی کردند و مدعی شدند احمد مسجد جامعی هم با دبیر هم‌دست است و به خبرنگاران پول می‌دهد تا این اخبار کار شود. این چند جمله را برای مرغ پخته هم بخوانید غش می‌رود از خنده!‌هر کسی یک بار از کنار تهران هم رد شده باشد، آنقدر درباره حاج احمد مسجد جامعی نیکی شنیده که حتی تصور این گفته‌ها هم برایش خنده‌دار باشد.

علیرضا دبیر هم در جایگاه رییس کمسیون برنامه و بودجه شورای شهر اعلام کرد که اسناد حسابرسی محرمانه نیست و انتشارشان کاملا قانونی است. (تا پیش از این گفته‌های دبیر، مهر محرمانه روی اسناد حسابرسی خورده می‌شد)

علیرضا دبیر با این کار نه تنها بازارا این شایعات را برچید که باب بهانه‌ی رسانه‌ها برای منتشر نکردن این اسناد را هم برچید.

وقتی رسانه‌های اصلاح‌طلب از فارس جا ماندند 

تا اینجا رسانه‌های نزدیک به شهردار و شهرداری تهران آچمز شدند! گروه دوم رسانه‌ها هم که خبرگزاری فارس جدی‌ترین نماینده آنهاست، از ابتدا اسناد حسابرسی را منتشر می‌کرد، این وسط ماندند رسانه‌های اصلاح‌طلب و مستقل که از قضا روی صحبت نگارنده هم با آنهاست.

در ابتدا برخی از این عزیزان بهانه می‌کردند که دعوا زرگری است و چند روز دیگر چند سند از دبیر رو می‌کنند و همه چیز تمام می‌شود، پس چرا ما بازی آنها را بخوریم، بگذارید دعوای خودشان را بکنند! حالا که چند هفته گذشته و رییس کمسیون برنامه و بودجه شورای شهر یک پا ایستاده که شهردار باید تا قران آخر را حساب پس بدهد، دیگر بهانه چیست؟

واقعا این مساله آنقدر کم ارزش است که برخی اعضای اصلاح‌طلب شورا و رسانه‌های اصلاح‌طلب اینطور پنبه در گوش‌شان فرو کرده‌اند؟
بحث چند هزار میلیارد تومان پولی است که درباره آن ابهام وجود دارد! مجموعه هم مدیرش همان کسی است که دو روز دیگر در انتخابات مجلس تیم می‌فرستد و دکورهایی که در تهران با همین میلیاردها درست کرده، اسباب تبلیغ مدیریت مدرن و بی مثالش می‌کند.

وقت انتخاب است
اصلا اگر تمام قواعد حرفه‌ای و اخلاقی کار مطبوعاتی را هم فراموش کنیم و تنها از یک دریچه نیمچه سیاسی به آن نگاه کنیم، هر روز و هر برگ سکوت رسانه‌های اصلاح‌طلب، تنها سه ماه دیگر یک برگ رای می‌شود در سبد محمدباقر قالیباف که این شکل مدیریت‌اش در کشور بازتولید کند.

پس این سکوت هیچ معنایی ندارد مگر ایستادن دوشادوش محمدباقر قالیباف و تفکر و مانیفست و شیوه‌ی مدیریت‌اش و خیانت به آرامان‌های خودتان! اگر راه‌تان را همین انتخاب کرده‌اید که بسم‌الله، به مردم هم بگویید و دم از اصلاح‌طلبی و مبارزه با فساد و راستی و درستی نزنید. اگر هم نه که تا الان هر ارتباطی با مجموعه‌ی شهرداری وجود داشته، گوارای وجودتان، اما دیگر زمان تصمیم فرا رسیده، نمی‌شود امروز درباره بزرگترین اتفاق حوزه مدیریت شهری که خبر از چند هزار میلیارد تومان ابهام دارد، چشم ببندید و فردا که تنور انتخابات داغ شد دوباره اصلاح‌طلب شوید. 

حالا که این فضا فراهم شده باید برای یک بار که شده انتشار اخبار و اسناد حسابرسی به یک مطالبه عمومی تبدیل شود تا این سنت نامیمون برچیده شود و شهردار تهران- هر کس که باشد- شان خود را اجل از پاسخگویی به شورا به عنوان نمایندگان مستقیم مردم نداند و اگر توانست آنها را قانع کند، سربلند به کارش ادامه دهد و اگر نه تابوی استیضاح سردار قالیباف یک بار برای همیشه شکسته شود.


ارسال نظر

Go to TOP