تاریخ انتشار:۱۵ آذر ۱۳۹۴در ۹:۳۶ ب.ظ کد خبر:2910

دعوت ۹۴ دانش‌آموخته دانشگاه‌های چهارمحال‌و‌بختیاری از حسین حائری برای حضور در انتخابات

اعتماد ملی: 94 تن از دانش آموختگان فعال در ادوار مختلف دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری با صدور بیانیه ای از دکتر حسین حائری بروجنی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس شورای اسلامی دعوت کردند.  به گزارش اعتماد ملی، متن کامل این بیانیه به این شرح است: بسم الله ...

اعتماد ملی: ۹۴ تن از دانش آموختگان فعال در ادوار مختلف دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری با صدور بیانیه ای از دکتر حسین حائری بروجنی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس شورای اسلامی دعوت کردند.

 به گزارش اعتماد ملی، متن کامل این بیانیه به این شرح است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
در آستانه یکصد و دهمین سالگرد انقلاب ترقی‌خواهانه مشروطه و سی و هفتمین سالروز انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی و پس از گذار از دورانی سخت و طاقت‌فرسا از حیات سیاسی این ملت بزرگ و رنج‌دیده که حاصل سال‌ها جنگ و فشار و تهدید و تحریم خارجی از یک سو و بحران‌ها و مشکلات داخلی از سوی دیگر بوده است، امید به تدبیر نخبگان و دلسوزان این مرز و بوم در چرخاندن کلید عقلانیت در جهت گشایش مشکلات زندگی آنها بیش از پیش افزایش یافته است و پس از سال‌ها شاهد ترمیم شکاف عمیق بی‌اعتمادی بین دولت-ملت هستیم.

حل بحران اتمی جمهوری اسلامی ایران با جامعه بینالملل می‌تواند اولین دریچه از پذیرش ملت ایران با حفظ ارزش‌ها و دستاوردهایش در عرصه بینالمللی باشد.

سیر مبارزاتی ملت ایران در یکصدوپنجاه سال گذشته در مسیر احقاق حقوق اساسی و قانونیاش همواره بر علیه سهگانه تمامیت‌خواه استبداد، استعمار و استحمار بوده است؛ چه در عهد مصلح اول امیرکبیر ایران که نبرد بر علیه استبداد ناصری، استعمار روسی و انگلیسی و استحمار روحانیون متحجّر بوده است و چه در دوران مشروطه، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی و اصلاحات که تلاش برای مشروط کردن قدرت لجام‌گسیخته حاکمان و ایجاد توازن بین اختیارات و پاسخگویی آنان، صیانت از حقوق مادی و معنوی مردم ایران در برابر چپاول دول خارجی و تلاش در جهت اصلاح دینی و تقویت اسلام انقلابی در برابر اسلام ارتجاعی و حجتیه ای را در دستور کار قرار داده است.

بی‌شک تحقق تمامی این اهداف و آرمان‌های گرانقدر، رویای شیرینی است که ملت ایران در سر میپروراند اما تجربه تاریخی به وضوح به ما نشان می‌دهد که نه قدرقدرتان سرمست از قدرت، نه استعمارگران مأنوس به مکیدن ثروت ملت و نه تاریک‌اندیشان ثروتمند از جهل اُمت حاضرند لحظه‌ای عرصه را رها کرده و فرصت به رشادت و بلوغ مردم این مرز و بوم دهند و هر یک در هر دوره‌ای با اجرای سیاست‌های متفاوت و گاهاً متناقض سعی در تقویت جایگاه خود و تضعیف پیکر نحیف شهروند ایرانی داشته‌اند.

اگر روزگاری کج‌اندیشان مذهبی و سفارتخانه‌های خارجی بر علیه آزادی‌خواهی مردم ایران و به سود استبداد داخلی عمل می‌کردند در دوره‌ای دیگر، دلواپسانِ نفوذ خارجی به بهانه استقلال ارضی و در تضاد ظاهری با استعمار خارجی، آزادی فردی را ذبح کرده و به سود جریانات استبدادی عمل میکنند که همواره و متأسفانه این اتحاد دشمنان با اختلاف دلسوزان وطن در هم آمیخته می‌شود و آنچه قربانی می‌شود اراده عمومی ملتی است که برای توسعه، پیشرفت، آزادی و برابری و… مبارزه کرده و می کند.

بیرق برافراشته مبارزه این ملت رشید دست به دست و نسل به نسل شده و در هر برهه بنا به شرایط دورانی، اشکال گوناگونی به خود گرفته است و با توجه به در اولویت قرار گرفتن هر یک از مطالبات، خواست‌های دیگر در حاشیه قرار گرفته و یا نادیده گرفته شده‌اند.

فی‌المثل در سه دهه گذشته پس از انقلاب اسلامی و در مقطعی، دفاع در برابر دشمن متخاصم و جنگ هشت‌ساله تحمیلی و نیاز به ایجاد جبهه واحد داخلی، بالطبع محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی را در پی داشته و در مقطعی دیگر، توجه به سازندگی دوران پس از جنگ خواست عدالت اقتصادی و آزادی بیان برای نقد دولت‌ها را نادیده گرفته است.

در محاق ماندن این مطالبات که خواسته یا ناخواسته، چه با تدبیر و مصلحت‌سنجی و چه با تزویر و منفعت‌طلبی صورت گرفته بود، نه تنها باعث فراموشی آنها از ذهن عامه مردم نگردید بلکه انباشت این مطالبات قانونی، شرعی و منطقی منجر به ایجاد جنبش‌ها و خیزش‌های اصلاح‌طلبانه‌ای همچون حماسه ۲ خرداد سال ۷۶ گردید.

حرکتی ملی که شعارهای تحقق‌نیافته انقلاب مشروطه، دولت ملی دکتر مصدق، انقلاب اسلامی و تمامی خیزش‌ها و جنبش‌ها و ناجنبش‌های پیش از خود را در دل داشت و اقشار متفاوت به خصوص زنان، جوانان و دانشجویان آن را حمایت می‌کردند و طی دو انتخابات هفتم ریاست جمهوری و ششم مجلس شورای اسلامی، وکالتی ملی را به بخشی از سیاستمداران و اعضای هیئت حاکمه نظام جمهوری اسلامی دادند تا به نیابت از آنان در راستای اصلاحات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در جامعه حرکت کنند و صندوق‌های رأی برای معدود دفعات خود در تاریخ حوادث سیاسی منطقه محمل اراده عمومی ملتی برای اصلاحات و تغییرات اساسی در بدنه حاکمیتی کشوری گردید. اما اینکه نتیجه این اعتماد‍ ملی و مشارکت حداکثری ملت ایران چرا و چگونه به سر منزل مقصود نرسید و عوامل بیرونی (گروه‌های ذی‌نفوذی که اصلاحات فراگیر به کاهش منافع آنها می‌انجامید) و عوامل درونی (اختلاف در شیوه انجام اصلاحات بین مدعیان آن از پیشروترین تا منفعل‌ترین آنها) منجر به ناکام ماندن روند اصلاحات، یأس عمومی، عدم مشارکت سیاسی گسترده مردم و در نهایت ایجاد بلایی خانمان‌سوزتر از هشت سال جنگ تحمیلی یعنی تحمیل هشت سال حاکمیت افراطیون-انحرافیون بر مملکت گردید، جای بحث فراوان دارد.

اشتیاق وافر ملتی که دهه‌ها مطالبات محقق نشده تاریخی خود را از اصلاحات انتظار می کشید و عدم تحقق منطقی و بدون بازگشت لااقل بخشی از آن مطالبات توسط دولت سید محمد خاتمی، جامعه را دچار آن‌چنان بحران تحلیلی و تاریخی کرد که نسخه قهر با صندوق‌های رأی و سپردن سرنوشت کشور به دست اقلیت‌های افراطی را تجویز کرد. نتیجه این عدم مشارکت سیاسی ایجاد دولتی بود که جهان‌ستیزی را بدیل استقلال‌خواهی، سرکوب و قلع و قمع کردن مخالفین را نشانه صیانت از آزادی معنوی، ریشه‌کن کردن نشریات مستقل و احزاب منتقد را دلیل بر جمهوریت واقعی و اسلام انحرافی را نمود اسلام ناب محمدی می‌دانست.

تلاش تمامی عناصر فرهیخته جامعه اعم از فعالین دلسوز بخش‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه، جوانان و دانشجویان پیشرو، اساتید حوزه و دانشگاه و… برای بازگرداندن ریل دولت به مسیر عقلانیت در سال ۸۸ هم بی‌نتیجه ماند و پس از آن مجموع کنش‌های فرسایشی ما بین بخشی از حاکمیت و مردم از سویی و فشارهای خارجی ناشی از برنامه اتمی نظام جمهوری اسلامی از سویی دیگر ایران را در یکی از بحرانی‌ترین چالش‌های اقتصادی، سیاسی خود فرو برد؛ مقطعی که دور زدن تحریم‌های بین‌المللی، بهانه‌ای برای انجام کلان‌ترین فسادها و اختلاس‌های تاریخ آن گردید.

صدور شش قطعنامه شورای امنیت بر علیه ایران، محاصره شدید اقتصادی، شکاف عمیق میان دولت و ملت و بحران‌های پیاپی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، همه و همه شرایط را به نحوی پیش برد که امید به بهبود شرایط به رویایی دست نیافتنی شباهتی بیشتر داشت.

در این شرایط ناامید کننده اجتماعی و سیاسی بار دیگر این دلسوزان ایران بودند که با حمایت اقشار فرهیخته و جامعه دانشگاهی و جوانان و… تصمیم به حضوری پرقدرت در عرصه انتخابات گرفتند و ملت این بار وکالتی مجدد برای تحقق مطالبات تاریخی خود را به بخش‌هایی دیگر از نظام که در قالب جریان‌های اعتدالی تبلور یافته بود، بدهند. امید به تدبیر دولتمردان و وزرایی کارکشته در جهت اعتدال سیاسی و توسعه اقتصادی منجر به حماسه ۲۴ خرداد گردید و جنبش ترس‌خورده اصلاحات این بار در قالب گفتمان اعتدال رونمایی شد. تئوری قهر سیاسی و خالی کردن عرصه برای رقیبان انتخاباتی کاملا شکست‌خورده می‌نمود و حضور حداکثری می‌توانست تأمین‌کننده حداقل بخشی از مطالبات دموکراتیک جامعه باشد. تجربه جدید نشان داد حداقلی‌ترین گزینه‌ها هم در صورتی که حمایت همه‌جانبه ملی از طرفی و قدرت چانه‌زنی در لایه‌های فوقانی نظام را از سمت دیگر دارا باشند می‌توانند کاراتر باشند. بی‌شک تحقق مطالبات اصلاح‌گرایانه مردمی هم در گرو افراد یا جریانات خاصی قرار ندارد و هر فرد و یا جریانی که توانایی تأمین آن را دارد مورد حمایت و وفاق ملی قرار می‌گیرد.

تکمیل پروژه ایجاد اعتدال و اصلاحات در لایه‌های مختلف حاکمیتی نظام مردمی جمهوری اسلامی در واپسین روزهای سال جاری و در قالب دو انتخابات مهم و سرنوشت‌ساز مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری به وقوع می‌پیوندد.

تجربه موفق انتخابات سال ۹۲ بیانگر آن است که تن دادن به خرد جمعی، پذیرش رأی اکثریت، پرهیز از خودرأیی و انسجام سازمان‌یافته در میان همه طیف‌های مصلح و معتدل سیاسی منجر به اقبال عمومی مردم و متضمن پیروزی در انتخابات است.

همان‌طور که در سطور فوق شرح دادیم جریانات اقتدارگرا حاضر نیستند لحظه‌ای عرصه را رها کرده و فرصت به رشادت و بلوغ مردم این مرز و بوم دهند، ولی پتانسیل‌های فراوان جوانانی که سال‌ها جزء فعالین جریان اصلاحات بوده‌اند، افراد متخصص و متعهدی که دل در گرو استقلال، آزادی و جمهوریت نظام اسلامی دارند شعله فروزانی از امید را در دل فعالین سیاسی جریان اصلاح‌طلب روشن می‌دارد که می‌توانند با تکیه و اعتماد به این سرمایه‌های عظیم انسانی، چشم‌انداز روشنی را برای فردای میهن عزیزمان ترسیم کنند.

جوانان، دانشجویان و زنان بخش‌های مهمی از بدنه اجتماعی جریان اصلاح‌طلب تلقی شده و می‌شوند. مطالبات قشر جوان سال‌هاست محل مناقشه بین جریانات سیاسی در کشورهای اسلامی منطقه بوده است. مطالبات رو به فزونی این قشر در دوران‌های مختلف به اشکال متفاوتی سرکوب و یا پاسخ داده شده است. فی‌المثل توسعه اقتصادی لجام‌گسیخته در دوران پهلوی دوم منجر به ایجاد يك طبقة متوسط مدرن بزرگ و مرفه، جوانان مدرن، زنان اجتماعي، يك طبقة كارگر صنعتي، و فقراي جديد شامل حلبی‌آبادها و حاشیه‌نشین‌ها شد.

به استثناي مورد آخر، بقيه از توسعه اقتصادي بهره بردند و از منزلت نسبتاً بالا و مزاياي اقتصادي نسبي برخوردار شدند. اما دوام خودكامگي شاه، مانع از مشاركت اين لايه‌هاي اجتماعيِ در حال شكوفايي در فرايندهاي سياسي بود. همين موضوع آنها را به خشم آورد. در پي سركوب، همة كانال‌هاي نهادي متعارف به روي بيان نارضايتي بسته شده بود و مردم به طور فزاينده از دولت فاصله گرفتند بنابراین تقاضا برای قرار گرفتن در فرآیندهای سیاسی از سوی متخصصین جوان و دغدغه‌مند، نیازی است که متأسفانه میانگین سنی مسئولین و نمایندگان در نظام جمهوری اسلامی نشانگر عدم توجه مسئولین نظام به این مهم است در حالی که در دو دهه ابتدای انقلاب اسلامی این نیاز بی‌پاسخ نبوده است.

امتداد روند کنونی، یعنی تسلط مدیران و نمایندگان سالخورده بر ارکان اجرایی و نظارتی کشور ترسیم‌کننده آینده‌ای مبهم برای فردای جریان اصلاحات و مدیریت کلان کشوری است.

در پایان ما دانش آموختگان دانشگاه‌های استان چهارمحال و بختیاری با توجه به همه موارد فوق از فعال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی فرهیخته، جناب آقای دکتر حسین حائری بروجنی به عنوان فردی که سال‌ها سابقه فعالیت بی‌وقفه و بی‌منت را در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد، مجمع روحانیون مبارز و حزب اعتماد ملی استان داراست و همچنین در حوزه تخصصی خود (دامپزشکی و مباحث و مشکلات کشاورزی استان) نیز فعالیت مجدانه‌ای داشته‌اند، دعوت می‌کنیم که با حضور در عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه بروجن، مقدمات حضور حماسی مردم و به خصوص جوانان را در انتخابات هفتم اسفندماه فراهم نمایند و در راستای تحقق مطالبات انباشته این نسل گام‌های بلندی بردارند.
۱٫ ابوذر علیخانی
۲٫ احسان معینی
۳٫ اسحاق عباسی
۴٫ امیر ارسلان حر
۵٫ امیر امینی
۶٫ امیر حسین خلیلی
۷٫ امین جهانگیری
۸٫ ایمان امانی
۹٫ آرمان اسعد
۱۰٫ آیین محمدی فر
۱۱٫ برمک احمدی بروجنی
۱۲٫ بهزاد زیلایی
۱۳٫ بهنام خسروی
۱۴٫ بهنام سیاه مردان
۱۵٫ جواد صادقی
۱۶٫ حافظ عبداللهی
۱۷٫ حامد کریمی
۱۸٫ حامد همتیان
۱۹٫ حسام احسانی
۲۰٫ حسن شاکریان
۲۱٫ حسین زمانی
۲۲٫ حسین فاطمی
۲۳٫ حسین فرهادی
۲۴٫ حمید بهرامی
۲۵٫ رشید حیدریان
۲۶٫ رضا زمانی
۲۷٫ رضا شیخ سامانی
۲۸٫ رضا صدری ایرانی
۲۹٫ رضا صفیان
۳۰٫ رودابه امیدیان
۳۱٫ زهرا محسن پور
۳۲٫ سامان امینی
۳۳٫ سجاد فیاضی
۳۴٫ سحر باقری
۳۵٫ سحر ورپشتی
۳۶٫ سروش سلیمی بروجنی
۳۷٫ سعید ابوتراب
۳۸٫ سعید چگونی
۳۹٫ سعید معظمی
۴۰٫ یونس خدری
۴۱٫ سیف الله مرادی
۴۲٫ شهرزاد هراتیان
۴۳٫ شیرین گنجی
۴۴٫ عباس پشمی
۴۵٫ عقیل اسفندیار پور بروجنی
۴۶٫ علی احمدی
۴۷٫ علی ایزدی
۴۸٫ علی سروش
۴۹٫ علی مرادی
۵۰٫ علیرضا عجمی
۵۱٫ علیرضا مروی
۵۲٫ فراز مهدیان
۵۳٫ فرزاد میرزاوند
۵۴٫ فرزین برجیان بروجنی
۵۵٫ فرشاد نوروزیان
۵۶٫ فروزان رضایی
۵۷٫ کورش توانگر
۵۸٫ گلناز شمس
۵۹٫ لیلا اشراقی
۶۰٫ لیلا کیوانی
۶۱٫ متین رحیمی
۶۲٫ مجتبی اسماعیلی
۶۳٫ مجید منصوری
۶۴٫ محسن اکبریان
۶۵٫ محسن شهریاری
۶۶٫ محسن مصلحی
۶۷٫ محمد حیدرزاده
۶۸٫ محمد نیمایی
۶۹٫ محمود حبیبیان
۷۰٫ مرتضی پناهنده بروجنی
۷۱٫ مرتضی شکری زاده
۷۲٫ مرتضی طاهری
۷۳٫ مرضیه رهبریان
۷۴٫ مرضیه یعقوبی نیا
۷۵٫ مریم ملک شعبانی
۷۶٫ مژگان پاشایی
۷۷٫ مسعود نوربخش
۷۸٫ مصطفی بنی شریف
۷۹٫ مصطفی صادقی
۸۰٫ مصطفی مهره کش
۸۱٫ مهدی اسحاقی
۸۲٫ مهدی بازیار
۸۳٫ مهران موگویی
۸۴٫ مهسا فارسونی نژاد
۸۵٫ مهشید طاهرزاده
۸۶٫ میثم سامی
۸۷٫ میثم عروجی
۸۸٫ میلاد احمدی
۸۹٫ میلاد صادقیان
۹۰٫ مینا سنمار
۹۱٫ نسترن احمدپور
۹۲٫ وحید نیکوبین بروجنی
۹۳٫ هاجر کریمی
۹۴٫ محمدرضا یعقوبی‌نیا

اخبار مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP