تاریخ انتشار:۱۶ آذر ۱۳۹۴در ۹:۲۰ ق.ظ کد خبر:2930

مجتبی رحیمی

اسطوره ۱۶ آذر؛ بررسی ماهیت جنبش دانشجویی در سال ۱۳۳۲

«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم‌، همانجایی که بیست و دو سال پیش آذرمان‌، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند». شاید عمومی‌ترین و شایع‌ترین برداشت از حادثه‌ی 16 آذر در ...

«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم‌، همانجایی که بیست و دو سال پیش آذرمان‌، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند». شاید عمومی‌ترین و شایع‌ترین برداشت از حادثه‌ی ۱۶ آذر در این جمله‌ی معروف شریعتی خلاصه شده باشد. برداشتی که ممکن است احساسات را بر انگیزاند، اما برای بیان واقعیت تاریخی بسیار ضعیف است.

دانشگاه تهران در سال ۱۳۲۳ حق دانشجویان برای تشکیل اتحادیه را به رسمیت شناخت. طبق اسناد جنبش دانشجویی، اولین حرکت دانشجویی تشکیل سازمان دانشجویان در سال ۱۳۲۹ و اعتصاب دانشجویان دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه تهران است. (۱) که دانشجویان توده‌ای بیشترین سهم را در آن داشتند. اما در سال ۱۳۳۰ با شروع حرکت‌های ملی و تشکیل سازمان ملی دانشجویان تهران وزن دانشجویان ملی طی دو سال بعد از آن سنگین‌تر شد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ جنبش دانشجویی نتوانست سریع واکنش نشان دهد، چون که کودتا در تابستان اتفاق افتاد و دانشگاه‌ها در تابستان تعطیل بود. اما با شروع کلاس‌ها در مهر ماه حرکت اعتراضی دانشجویان بر ضد‌کودتا و محاکمه مصدق آغاز شد.
از جمله در ۲۱ آبان ماه تظاهرات دامنه‌داری در تبریز با عنوان اعتراض به برکناری مصدق روی داد که دانشجویان و دانشگاهیان نقش مهمی در آن داشتند.”(۲) همچنین نهضت مقاومت ملی دانشگاه تهران که بعد از کودتا تشکیل شده بود، در یکی از بیانیه‌های خود در آبان‌ماه به دادگاه مصدق اعتراض می‌کند. در ماه آذر هم تظاهرات دانشجویان بر ضد‌دولت کودتا ادامه پیدا کرد. از جمله در روزهای ۱۴ و ۱۵ آذر تظاهراتی در دانشگاه تهران توسط دانشجویان شکل گرفت. اما در روز ۱۶ آذر واقعه‌ای اتفاق افتاد که آن را به عنوان مهمترین روز جنبش دانشجویی در تاریخ ثبت کرد، یعنی هجوم نظامیان کودتا به داخل دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران و به رگبار بستن دانشجویان، که در این میان سه نفر از دانشجویان کشته شدند.

نکته‌ ابتدایی که باید درباره‌ی ۱۶ آذر گفته شود این است که «در آن روز بخصوص بر خلاف سایر روزها از طرف دانشجویان در محوطه‌ی دانشکده‌ی فنی و حتی از طرف سایر دانشجویان در محوطه‌ی دانشگاه تظاهراتی صورت نگرفته بود»(۳). اما دو نکته‌ی مهم درباره‌ی ۱۶ آذر وجود دارد که شاید بتواند ماهیت جنبش دانشجویی را در آن دوره مشخص کند.

ـ۱ـ اعتراض دانشجویان در مهر و آبان بر ضد‌کودتا و اعتراض به دادگاه مصدق بود. اما در روزهای ۱۴ و ۱۵ آذر چیزی که خشم دانشجویان را دو چندان کرد، تجدید روابط سیاسی ایران و انگلیس در روز ۱۴ آذر بود. توضیح آنکه روابط سیاسی دو کشور در زمان دولت ملی مصدق بدلیل عدم پذیرش حق مردم ایران برای ملی شدن نفت توسط کشور انگلیس، در مهرماه ۱۳۳۱ قطع شده بود، و تجدید رابطه از نگاه دانشجویان به معنای شکست کامل راه مصدق بود. بنابراین علاوه بر اعتراض به دادگاه مصدق و دولت کودتا اعتراض به تجدید روابط ایران و انگلیس نیز به آن اضافه شد. (۴)

ـ۲ـ سفر نیکسون معاون وقت رئیس‌جمهور آمریکا به ایران، که طبق برداشت رایج علت واقعه‌ی ۱۶ آذر انگاشته می‌شود، اما با دقت بیشتر به اسناد آن دوره می‌توان گفت که این سفر هیچ ارتباطی به تظاهرات روزهای ۱۴ و ۱۵ و همچنین حادثه‌ی ۱۶ آذر نداشته، و علت اعتراضات نبوده است. اگرچه رژیم تمایل داشت در آستانه‌ی ورود نیکسون هر صدای اعتراضی را خاموش کند. نیکسون معاون رییس‌جمهور آمریکا طی سفری دو هفته‌ای به آسیا و آفریقا و قبل از پرواز به سوی آفریقا، به ایران هم می‌آید. وی با اشخاص دولتی و افرادی نظیر سید‌حسن تقی‌زاده و شهردار وقت تهران و سید‌مصطفی کاشانی پسر آیت‌ا… کاشانی ملاقات داشت.

از گفته‌های بالا می‌توان نتیجه گرفت که اعتراضات دانشجویان در روزهای ۱۴ و آذر ۱۵ سال ۱۳۳۲ کاملا در راستا و هم جهت با جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران به رهبری مصدق بوده است که به علت ترس کودتاچیان از گسترش اعتراضات آنها در روز ۱۶ آذر با کشتن چند تن از دانشجویان، قصد داشتند جلوی آن را بگیرند. در سال‌های بعد از ۱۳۳۲ تا اواسط دهه‌ی ۱۳۴۰ جنبش دانشجویی مانند همان سال و با تکیه بر همان اهداف به راه خود ادامه داد.

شاید هیچ نوشته‌ای بهتر از خلاصه‌ای از اعلامیه‌های نصب شده بر در و دیوارهای دانشگاه تهران ماهیت جنبش دانشجویی و اهداف آن را در آن دوره بیان نکرده باشد.«ما از جانمان می‌گذریم و از آزادی و استقلال نمی‌گذریم ـ مردانه به پا خیزیم تا از اصول آزادی مصرح در قانون اساسی دفاع کنیم ـ استقرار حکومت قانونی هدف جبهه ملی است ـ اختیارات و اقتدارات سلطنتی فقط همان است که در قوانین مشروطیت تفویض شده، وزرا نمی‌توانند دستورات کتبی و شفاهی شاهنشاه را مستمسک قرار داده و از خود سلب مسئولیت کنند».(۵)

پی‌نوشت‌:

ـ۱ـ اسناد جنبش دانشجویی در ایران، سازمان انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰ جلد ۱ ص ۲
ـ۲ـ باقی، عماد‌الدین، جنبش دانشجویی ایران، جامعه ایرانیان، چاپ اول ۱۳۸۱ ص ۷۱
ـ۳ـ حجازی، مسعود، رویدادها و داوری‌ها، نیلوفر، چاپ اول ۱۳۵۷ص ۱۵۸
ـ۴ـ همان، ص ۱۵۷ و باقی، ۱۳۸۰ ص ۷۱
ـ۵ـ اسناد جنبش دانشجویی در ایران، ۱۳۸۰، جلد اول ص ۹۵

اخبار مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP