تاریخ انتشار:۰۵ دی ۱۳۹۴در ۴:۲۰ ب.ظ کد خبر:3571

مریم علیزاده؛ عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی منطقه خراسان رضوی

علت اصلی چالش حضور زنان

  بافت سنتی و باورهای عمومی که بر تار و پود فکر و اندیشه ی مردم جامعه ی ما تنیده عامل اصلی این چالش است. اما این چالش از دو منظر باید کالبدشکافی شود یکی از منظر تحمیل شدن این چالش ها بر زنان جامعه و ...

 

بافت سنتی و باورهای عمومی که بر تار و پود فکر و اندیشه ی مردم جامعه ی ما تنیده عامل اصلی این چالش است. اما این چالش از دو منظر باید کالبدشکافی شود یکی از منظر تحمیل شدن این چالش ها بر زنان جامعه و از دید دیگر ماهیت زنان است که خود سبب چنین چالش هایی برای حضور در جامعه شده اند ولی هر علتی سبب این چالش ها و تهدید ها شده باشد تنها زنان هستند که با تغییرات بنیادین در روند تکاملی و هویت حقیقی می تواندند اثرگذار باشند. خروج آگاهانه زنان از دایره بسته باید ها و نبایدهای انان را به چالشی مداوم برای شکستن حصارها و بندهایی که مانع از رشد و تعالی آنهاست فرا می خواند.

زنان برای رسیدن به جایگاه واقعی و اثبات حقیقی وجود خویش راه ناهموار و طی نشده و درازی را پیش رو دارند و برای رسیدن به توسعه پایدار نیمی از جمعیت نمی تواند برای کل جامعه نقش ایفا نماید. جامعه به توسعه همه جانبه با محوریت دانایی نیاز دارد که در این نوع نگاه تبعیض جنسیتی و طبقاتی و قومیتی جایگاهی ندارد و باید به این واقعیت توجه خاصی شود که ایجاد فرصت های برابر در تمامی زمینه ها مشارکت اقشار مختلف مردم را به دور از تبعیض و نابرابری توسعه امور علمی ، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور به دنبال خواهد داشت.

از ابتدای تاریخ بشریت زنان همواره نقش مهم و اساسی در تحولات اجتماعی در رشد شکوفایی جامعه داشته اند و هرچه این حضورفعال تر بوده جامعه با سرعت بیشتری به سمت رونق و بالندگی حرکت کرده است.

یک بررسی در تاریخ کشور خودمان نشان این امر است که در دوران قبل از اسلام شاهد پدیدیه ی مادر سالاری در ایران باستان بودیم زیرا مردان به خاطر عضویت در سپاه و شرکت در جنگ های طولانی مدت ماه ها از خانه و کاشانه دور بوده اند و این زنان بوده اند که علاوه بر مدیریت خانه و تربیت فرزندان به معیشت و اقتصاد نیز می پرداختند. به گونه ای که مردان بعد از بازگشت از جنگ تحت تاثیراین مدیریت ناچار به پذیرش این واقعیت می شدند ناخداگاه این حقیقت که  زنان میتوانند امورات خانه و اقتصاد و معیشت را اداره نمایند تبدیل به یک فرهنگ غایب در سطح جامعه شده بود و انچنان مورد پذیرش عمومی قرار گرفته بود که حاکمیت نیز بدان گران نهاده بود. زنان با اعتماد بنفس حاصل از حضور در اجتماع وعرصه اقتصادی و کسب مهارتهای جانبی به توانایی هایی گسترده رسیدند. که از ایران باستان زنان به مناصب بالای اجتماع، سیاسی، لشکری رسیدند. به عنوان مثال گردآفرین، یوتاب، آرتیمس… و حتی در دوره ساسانیان در ایران زنان به پادشاهی هم رسیدند.  ولی با شکست ایران از اعراب و غلبه این قدم بر ایران نوع نگرش به زنان متفاوت شد و زنان از عرصه های اجتماعی حذف و در حریم خانه محبوس شدند. البته این اقدام هیچ ربطی به اسلام نداشته و ندارد بلکه به برداشت غلطی از برخی احکام و احادیث به ظرف زمان و مکان بر میگردد.

نا امنی های ایجاد شده توسط اعراب و تعرضات انجام شده به زنان سبب شد که آنها برای حفظ خود تن به این حصر ناخواسته بدهند حال آنکه قران و اسلام نگاهشان به زن با نگاه همه آنهایی که در چهارچوب فرهنگ بسته خود به زن می نگرند کاملا متفاوت است.قران خلقت زن و مرد را از یک حقیقت دانسته و در وظایف و مسئولیت های انسانی و اجتماعی فرقی بین انسان  قائل نشده و اگر تفاوتی قائل شد این تفاوت ارزشی نیست بلکه ناشی از وضع فیزیولوژیک و فرهنگ اجتماعی خودساخته ی آنان است. در فرهنگ قران به زنان همچون مردان در انتخاب راه زندگی خویش نقش مستقل و تعیین کننده ای داده و در مقابل انتخاب خویش همچون مردان مشخصا متعهد و مسئول هستند. در قران به کرات دیده می شود که هرجا نام پیامبری مطرح است با نام زنی همراه است. حضرت عیسی (ع) با مریم، حضرت موسی(ع) با مادر گرامی و خواهر، حضرت یوسف(ع) با زلیخا همراه است و در تاریخ اسلام می بینیم که نام حضرت محمد(ص)همیشه همراه با نام حضرت زهرا(س) است. چه قبل از جنگ چه بعد از جنگ و در تمام زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقش حضرت زهرا(س) در کنار پیامبر کاملا مشهود است و اگر نبود موقعیت ممتاز خدیجه (س)موفقیت پیامبر(ص) یقینا آن نبود که اتفاق افتاد.از نقش کلیدی حضرت زینب (س) نمی توان در مدیریت کاروان و  همراهی از مدینه تا کربلا و هدایت و رهبری کودکان وزنان وپناهگاه اسرامعلوم نبود که از  عاشورا چیزی باقی میماند………

با مروری بر اسلام و تاریخ آن می خواهم گوشه ای از حقانیت دیدگاه اسلام به زن را مطرح کنم که حمله اعراب به ایران هیچ ربطی به اسلام نداشته و ندارد.

و اما در دوره قاجار اولین جرقه های جنبش زنان در ایران زده می شودو نقش بی بی مریم بختیاری را در نهضت نمی توان نادیده گرفت و حضور گسترده زنان در جامعه در زمان پهلوی اول مثل ایجاد مدارس مدرن و تحصیل رایگان و کسب تحصیل زنان و ورود به عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی کاملا مشهود است و در دوره پهلوی دوم زنان در عرصه های مختلف چون مسند وزارت ، قضاوت و مدیریت بسیاری از کارخانه ها و یا عرصه های نظامی و انتظامی کاملا ملموس است و به خاطر همین حضور در عرصه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی که وقتی جرقه های انقلاب اسلامی زده شد شاهد حضور زنان در عرصه ی مبارزه برعلیه حکومت شاه بصورت گسترده و ویژه هستیم که در راهپیمایی ها و اعتصابات و مبارزات بسیار فعال و مستمر حضور دارند و بعد از انقلاب اسلامی نیز جامعه زنان تحت تاثیر انقلاب در عرصه های مختلف اجتماعی  فعال بودند و در بعضی از عرصه ها همچون تحصیل حضور زنان بسیار فعال تر بوده که حضور به ۶۰درصد ورودی دانشگاه تبدیل شده، اما این نکته که چرا با وجود افراد متخصص و آگاه باید از ۶۰درصد ورودی دانشگاه تنها ۴درصد از نمایندگان مجلس را زنان تشکیل می دهند و یا حدود ۳درصد مدیران عالی کشور تنها ۵/۱ درصد از اعضای شورای شهر و روستا را زنان به خود اختصاص داده اند و هنوز نتوانسته اند سهم قابل توجهی در سطح کلان کشور را داشته باشند. طبق آمار ۲۰۰۸ سازمان ملل زنان ایران در مدیریت و قانون گذاری تنها ۱۶درصد حضور دارند، در حالیکه فیلیپین ۵۸درصد، در انگولا ۵۲درصد و در مغولستان ۵۰ درصد…

و چرا زنان ایرانی علی رغم توانمندی های فردی و اجتماعی تا کنون نتوانسته اند به سطح کلان سیاسی جامعه دست یابند؟؟

این در حالی است که سهیم کردن زنان در قدرت و توسعه نه امری از سر اختیار بلکه امری ضروری و حتی اجباری است. همان طور که رهبر کبیر انقلاب فرمودند زنان باید در مقدرات کشور نقش داشته باشند و بتوانند نقش موثری ایفا کنند و اما :

  • زنان باید به خود باوری و اعتماد به نفس برسند.
  • برای رسیدن به آن باید توانمند باشند.
  • نباید مرعوب انجام کارهای بزرگ شوند.
  • و پایداری در رسیدن به اهداف داشته باشند.
  • تفکر آگاهانه می تواند زنان را برای رسیدن به مدیریت های کلان کمک کنند.
  • زنان نیاز به مهارت های مختف دارند بخصوص مهارت سیاسی.
  • کسب مهارت سیاسی تنها از طریق احزاب و تشکل های سیاسی ممکن است.

و در این راستا با توجه به اهداف توسعه هزاره که سند آن در سال ۲۰۰۰(۱۳۷۹) توسط سران کشورها به امضا رسید و در سال ۲۰۰۵ با حضور رئیس جمهور دراجلاس سران، مهرتایید خورد. برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان است، که به عنوان هدف سوم MDG از آن یاد می کنند و باید در سال ۲۰۱۵ محقق شود و طبق آن سند برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان کلید دستیابی به تغییرو تحولات در این زمینه است که باید تا سال ۱۳۹۴ بالغ بر ۳۰درصد کرسی های مجلس به زنان اختصاص یابد. کارآمدترین اقدام برای افزایش نسبت زنان در مناصب عمومی برقراری سهمیه ها و سوبسید بوده که توسط احزاب، دولت، شورای محلی و شهرداری ها به صورت الزام قانونی یا از طریق کرسی ها محفوظ، جامه ی عمل پوشیده می شود.

 


ارسال نظر

Go to TOP