تاریخ انتشار:۰۶ بهمن ۱۳۹۴در ۲:۲۴ ب.ظ کد خبر:4009

«هنر در چگونه زیستن متجلی شد»/ یادداشتی از اعظم اولادی قادیکلایی

به نام خدایی شروع می‌کنم که داشتنش جبران تمام نداشتن‌هاست... شنبه سوم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و چهار، نم نم باران هم آغوش اشک دیده در آرامگاه چالدشت قادیکلای بزرگ از رخ مردمان جاری بود. اجتماع عظیم و خود جوش ...

به نام خدایی شروع می‌کنم که داشتنش جبران تمام نداشتن‌هاست…

شنبه سوم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و چهار، نم نم باران هم آغوش اشک دیده در آرامگاه چالدشت قادیکلای بزرگ از رخ مردمان جاری بود. اجتماع عظیم و خود جوش مردم در این روز سرد زمستانی که برای تجلیل از مقام هنر و هنرمند، استاد احمد محسن پور، گرد هم آمده بودند برایم جای تعجب و شگفتی نبود؛ چرا که پیشینه مردم هنردوست و هنر پرور مازندران گواه آن است. بلکه آنچه مرا به تعجب و ایضا تحسین وا می داشت درسی است که این هنرمند فقید از برآمدن تا خاموشی برای انسانیت داشت.
این نوازنده چیره دست ، آهنگ ساز، پایه گذار فرهنگخانه مازندران و سرپرست گروه شواش نه فقط در زمینه موسیقی صاحب هنر بود بلکه هنر زندگی کردن و فلسفه جاودانگی را نیز به ما اموخت . فقدان چشم – سلطان بدن- این عزیز سفر کرده را نه تنها به زانو در نیاورد و سد راهش نشد و به کنج عزلت نراند، بلکه موجب شد که ایشان با اتکا به داشته هایش و جدیت و پیگیریهایش به پدیده ای تکرار نشدنی در عرصه موسیقی مازندران تبدیل گردد. استاد به عنوان یکی از ارکان موسیقی مازندران مطرح است. آثار خلاق ، پژوهش های ژرف و بازسازی های هنرمندانه او در نوین سازی ، گسترش و معرفی موسیقی مازندرانی نقشی ارزنده داشته است.

این استاد بی بدیل از منظر دوست و یار قدیمی اش، استاد ابوالحسن خوشرو این گونه آمده است: «من و استاد محسن پور در طی سالهای متمادی کار و تلاش، طی قواعدی که برای خودمان داشتیم در حین انجام اموری از قبیل ورزش ، پیاده روی ، صرف غذا و.. بگونه ای رفتار می کردیم که نقص عضو ایشان برای اطرافیان اصلاً محسوس نباشد.»

به گمانم پیگیری و جدیت استاد در عرصه کار و تلاش، بیانگر این بود که ایشان هیچ گاه مغلوب مشکل جسمانی اش نشد و ثابت نمود که اراده وعزم انسان سرآمد است.

روحش شاد و یادش گرامی باد.

اخبار مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP