تاریخ انتشار:۱۹ مرداد ۱۳۹۵در ۲:۴۴ ب.ظ کد خبر:4546

صادق دوپیکر، سردبیر خبرنما

کار خبری در چند اپیزود ناتمام!

اپیزود اول: تلفن زنگ می خورد. صدایی لرزان خبر از وقوع یک خودکشی می دهد. یک پسربچه مدرسه ای خود را به دار زده است. خودکشی این روزها بیداد می کند. آمارها واقعاً نگران کننده است. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر با چند مسئول ذی ...

اپیزود اول:
تلفن زنگ می خورد. صدایی لرزان خبر از وقوع یک خودکشی می دهد. یک پسربچه مدرسه ای خود را به دار زده است. خودکشی این روزها بیداد می کند. آمارها واقعاً نگران کننده است. برای به دست آوردن اطلاعات بیشتر با چند مسئول ذی ربط تماس می گیرم.
چیزی نمی گویند. انکار می کنند و جالب تر یکی از آن‌ها صورت مسأله را پاک می کند و آب پاکی را روی دست من می ریزد.
مردم به خوبی و خوشی دارند زندگی می کنند! ما کار و زندگی نداریم و داریم چوب لای چرخ شان می گذاریم!
اپیزود دوم:
شهر دارد خالی از سکنه می شود. آمار مهاجرت رو به افزایش است. با روند موجود متروکه شدن شهر دور از انتظار نیست!
کسی راه حل عملی ارائه نمی دهد. یک کاندیدا پشت تریبون انتخاباتی اش می خواهد روند مهاجرت را معکوس کند! مردم کف می زنند.
با خود فکر می کنم که اگر روند مهاجرت معکوس شود نیاز به اشتغال و ظرفیت‌های رفاهی بیشتر می شود؟! مگر مردم از بیکاری به شهرهای مرفه تر مهاجرت نکردند؟!
تیتر می زنم: چه کسی به مسئولین ما مشاوره می دهد؟
اظهار تأسف می کنند که چرا برای بالابردن آمار بازدیدکنندگان سایت، نمی گذارم مسئولین کار کنند؟
اپیزود سوم:
خط قرمز‌ها زیاد شده است. مسئولین ادارت کوچکترین انتقادی را هم برنمی تابند. روابط عمومی‌ها به دقت مطالب منتشر شده در رسانه‌ها را رصد می کنند. خدا کند فقط به جوابیه قناعت کنند!؟ اما حوزه حقوقی ادارات درگیر تنظیم شکایات است! وقتی احضاریه دستت برسد معلوم می شود!
ذائقه مسئولین چرا از رسانه‌ها انتظار تعریف و تمجید دارد؟ جملات وی گفت، وی افزود و آنگاه تأکید کرد چقدر کلیشه ای شده است؟
تیتر میزنم: نوع نگاه مسئولین به رسانه ها باید تغییر کند.
کامنت می آید: برو بگیر بخواب! چه دل خجسته ای داری؟
اپیزود چهارم:
رسانه‌ها از لحاظ کمیتی رشد کرده اند. اما کسی به بحث آموزش و بالابردن کیفیت کار خبری، اهمیت نمی دهد. ارشاد فقط درصدد ساماندهی و شناسنامه کردن سایتهاست تا بیلان کار سالانه اش را بالا ببرد.
از برگزاری دوره‌های آموزشی و کارگاه‌های تخصصی خبری نیست.کیفیت را فدای کمیت نکنیم!
اپیزود پنجم:
شبکه های اجتماعی رقیبی جدی و خطرناک برای سایت‌ها و روزنامه‌ها محسوب می شوند. شهروند خبرنگاران با گوشی‌های موبایلشان وارد فضای رسانه شده اند.
ذائقه مخاطب خلاصه خوانی را ترجیح می دهد. شبکه های اجتماعی کوتاه و سریع خبرها را به دست مخاطب می رسانند. آمار بازدید سایت‌ها هم مثل فروش روزنامه‌ها در حال کاهش است!
اپیزود ششم:
کامنت‌های سایت را چک می کنم. از غضنفر تا قیطاس با “یک آی پی” چندین فحش مشابه را در یک بازه زمانی و با یک نوع ادبیات نوشتاری زیر یک خبر انتقادی تقدیم ما کردند!
خبر در مورد بی آبی در یکی از روستاها بود و تنها یک نفر مؤدبانه برایمان در کامنت نوشت که: به شما ربطی دارد؟ مگر شما اهل روستای مایید که سنگ ما را به سینه می زنید؟
جل الخالق!
اپیزود هفتم:
۱۷ روز که از “امرداد” گذشت روز خبرنگار است. ادارات مختلف از خبرنگارانی که در پوشش خبری با آنها همکاری داشتند و نقدشان نکردند، تجلیل می کنند!
از همکارم می پرسم: روحیه مسئولین چرا اینقدر حساس شده است؟
می گوید: مسئولین به خوبی و خوشی دارند مدیریت می کنند! ما کار و زندگی نداریم و داریم چوب لای چرخ شان می گذاریم!
اپیزود ……….

اخبار مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP