تاریخ انتشار:۳۰ شهریور ۱۳۹۴در ۸:۱۰ ب.ظ کد خبر:92

مصطفی مختاری

صدای پای کارگزاران

بیست و چهارم مردادماه سال جاری بود که هفته‌نامه صدا، در گزارشی با عنوان «کارگزاران ایران متحد شوید!»، خبر از بیستمین سالگرد آغاز حرکت این حزب پس از نوسازی و گردهمایی 400 نفره اعضایش از سراسر کشور داد. تنها چند روز پس‌ازاین رخداد بود که نخستین ...

بیست و چهارم مردادماه سال جاری بود که هفته‌نامه صدا، در گزارشی با عنوان «کارگزاران ایران متحد شوید!»، خبر از بیستمین سالگرد آغاز حرکت این حزب پس از نوسازی و گردهمایی ۴۰۰ نفره اعضایش از سراسر کشور داد.
تنها چند روز پس‌ازاین رخداد بود که نخستین کنگره سراسری حزب اتحاد ملت ایران اسلامی برگزار شد، و برعکس گردهمایی نخست، اخبار و عکس‌های این کنگره در سطحی انبوه منتشر شد و اخبار لحظه‌به‌لحظه آن توسط فعالین سیاسی رصد شد و این مهم، نشان‌دهنده بازگشت نیروهای فعال و پرنفوذ در قالب یک تشکیلات جدید بود. می‌توان مدعی شد که اعضای این حزب برخلاف نام جدید حزب‌شان، قریب به بیست سال است که در ساختار حزبی ایران فعالیت می‌کنند و نیروهای شناخته‌شده این حزب در روزگاری نه‌چندان دور، حلقه اول نزدیکان رئیس دولت اصلاحات را تشکیل می‌دادند و خود در حوزه سیاست و اقتصاد دولتمردانی پرنفوذ بوده‌اند. حزب اتحاد ملت اگرچه در دوره خارج از قدرت اعلام موجودیت کرده است، اما پشتوانه حزب مشارکت را با خود دارد که روزگاری در اوج قدرت سیاسی و اقتصادی اصلاح‌طلبان در ایران تشکیل گردید و توانست با اتکاء به همین حضور در قدرت، به‌سرعت در تمامی کشور ریشه بدواند و یکی از موفق‌ترین احزاب ایران در عضوگیری و کار تشکیلاتی باشد.
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با پیشینه‌ی انقلابی برجسته نیز، بی‌گمان یکی از قدیمی‌ترین و ریشه‌دارترین احزاب اصلاح‌طلب کشور است. این حزب که فعالیت آن در حال حاضر به‌گونه‌ای متوقف‌شده است، اگرچه در سراسر کشور دارای دفاتر استانی و عضو بود، اما حلقه‌ی بسته‌ی ورود به آن موجب شده بود تا در میان احزاب اصلاح‌طلب به‌عنوان حزبی نخبه‌گرا و کیفی شناخته شود.
در این میان حزب اعتماد ملی افزون بر اعتبار دبیر کل محصورش، به بالندگی و ماندگاری خود، به‌عنوان حزب تشکیل‌شده در خارج از ساختار قدرت مباهات می‌کند. ویژگی مهم این حزب در فلسفه‌ی تشکیل و زمان تأسیس آن دانسته می‌شود. حزبی که بنیان‌گذار آن اگرچه خود یکی از ستون‌های جریان اصلاحات و دارای تجربه سترگ سیاسی بود، اما در زمان تشکیل حزب، نقشی در قدرت نداشت تا این‌گونه یکی از معدود احزاب تأثیرگذار ایران باشد که در دوره دوری از قدرت سیاسی مؤسسین تشکیل شود. این حزب برای نخستین بار در تاریخ سیاسی ایران، دبیرکل‌اش را به‌عنوان نامزد ریاست جمهوری وارد کارزار انتخابات کرد و وی در اقدامی متفاوت و بر اساس برنامه‌های این حزب، چند تن از اعضای کابینه احتمالی‌اش را به مردم معرفی کرد و این مهم، اقدامی فرخنده در سیاست ایران بود و موجب شناخته شدن بیش‌ازپیش این حزب در میان مردم.
اما درباره حزب ندای ایرانیان فارغ از تداعی نام ندا آقا سلطان با شنیدن نام این حزب، می‌توان گفت به‌گونه‌ای از بزرگ‌ترین بدنه تشکیلاتی حزب مشارکت و سایر احزاب اصلاح‌طلب، یعنی شاخه جوانان و باهدف گرفتن سهم جوانان از قدرت، به وجود آمد و توانست به‌سرعت در سراسر کشور عضوگیری کند و با تمام حرف‌وحدیث‌های پیرامونش، تشکیلات منسجمی را راه‌اندازی کند. وجود چهره‌های جوان و شناخته‌شده و پرتلاش هرچند از ویژگی‌های خوب ندا است، اما درعین‌حال نمی‌توان خلاء ناشی از نبود چهره‌های شاخص و باتجربه و پرنفوذ در این حزب را نادیده گرفت. افزون بر این بعید است جوانان ندا، توان مالی لازم برای ادامه حیات این حزب را در صورت نبود حامیان مالی پنهان‌اش، داشته باشند. بی‌گمان تشکیل حزب اتحاد ملت و نزدیکی فکری این حزب با خاستگاه فکری جوانان ندا، بر روند عضوگیری و حفظ اعضای فعلی‌اش تأثیرگذار خواهد بود.
اما پرسش مهم این نوشتار این است: به‌راستی کدام‌یک از این پنج حزب به فرض امکان تشکیل فراکسیون حزبی مستقل در مجلس شورای اسلامی ایران، دارای بیشترین بخت برای کسب قدرت در آینده سیاسی ایران خواهد بود؟
بی‌گمان یک حزب برای حضور قدرتمند در ساختار سیاسی یک کشور، نیاز به تشکیلاتی پویا و فراگیر در سراسر کشور دارد. بدین منظور باید توان عضوگیری و آموزش نیروهایش را به‌صورت یکپارچه و گسترده داشته باشد و بی‌شک این مهم، نیازمند منابع مالی کافی در کنار حضور نخبگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است. نخبگانی که پتانسیل لازم برای رشد در ساختار حکومتی یک کشور را با حمایت حزبی داشته باشند. به آنچه آمد، این نکته را نیز باید افزود که یک حزب وقتی می‌تواند مستقل و دارای حوزه نفوذ در جامعه باشد که دارای مرام و برنامه مشخص در حوزه‌های گوناگون باشد تا بتواند بر مبنای نگاه ویژه‌اش؛ به‌نقد عملکرد دولت حاکم بپردازد و این‌گونه خود را در معرض شناخت و قضاوت مردم قرار دهد تا بدین‌سان جامعه بتواند هواداران و اعضای آن حزب را بر اساس مسلک و باور و عملکردشان از دیگر احزاب و افراد تمیز دهند.
و اما با نگاهی به وضع موجود احزاب در ایران به نظر می‌رسد در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی و کسب کرسی‌های نمایندگی، صدای پای حزب کارگزاران سازندگی ایران بیشتر از دیگر احزاب شنیده می‌شود.
حزب کارگزاران سازندگی در دولت دوم هاشمی رفسنجانی و برای جلوگیری از ترک تازی محافظه‌کاران و با حمایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی تشکیل شد، تا این حزب پیش از دو حزب اعتماد ملی و اتحاد ملت (مشارکت) دارای پدری روحانی باشد. حلقه اول کارگزاران را مدیرانی تشکیل دادند که به‌صورت مستقیم در ساختار قدرت بودند و اگر احزاب دیگر به‌ضرورت توسعه سیاسی تشکیل شدند، توسعه اقتصادی پارادایم مسلط بر تشکیل حزب کارگزاران سازندگی بود و همین امر موجب تفاوت همیشگی و بارز این حزب با سایر احزاب اصلاح‌طلب و حتی محافظه‌کار شده است.
مؤسسین کارگزاران سازندگی، بیشترین نقش‌آفرینی را در دولت‌های پس از انقلاب در ایران داشته‌اند و به دلیل داشتن و ساختن منابع مالی خارج از قدرت و حاکمیت، موفق به حفظ خود و گسترش دیدگاه‌هایشان در قالب رسانه‌های مکتوب شده‌اند. حزب کارگزاران اگرچه در گام‌های نخستین تشکیل اش و با توجه به دغدغه توسعه اقتصادی‌اش، در میانه چپ و راست سرگردان بود، اما باگذشت روزها، هر چه بیشتر به دامان اصلاح‌طلبان غلتید تا جایی که پدر معنوی آن‌که روزگاری صندلی ریاست جمهوری را به فردی گمنام واگذار کرده بود، توانست پررنگ‌ترین نقش سیاسی‌اش را در انتخابات ۹۲ و با هدایت رأی اصلاح‌طلبان، ایفا کند.
کارگزاران سازندگی اگرچه بنا به نوع دیدگاهشان پس از تأسیس نتوانستند یا نخواستند که بدنه تشکیلاتی پرتعدادی داشته باشند، اما تلاش کردند با ایجاد دفاتر استانی در سراسر کشور و جذب مدیران تکنوکرات بر حوزه نفوذ خود بیفزایند، تا بدان جا که این حزب در دوران دولت مردی محافظه‌کار نیز، همچنان و هرچند اندک، توانست در ساختار حکومت باقی بماند و تأثیرگذار باشد.
این حزب که به‌گونه‌ای بیشترین تأثیر را بر دولت‌های تشکیل‌شده از دهه دوم انقلاب داشته است، در انتخابات ۸۸ هم به‌گونه‌ای وارد کارزار انتخابات شد که در صورت پیروزی هر یک از نامزدهای اصلاح‌طلب، خواه‌ناخواه سهمی قابل‌توجه از دولت را به دست آورد و ازآنجاکه دارای برنامه‌ای روشن برای حضور در سطوح بالای قدرت بود، در فاصله سال‌های ۸۸ تا ۹۲ به‌گونه‌ای عمل کرد که توانست بیشترین سهم را در دولت روحانی به دست آورد.
حزب کارگزاران سازندگی از معدود احزابی در ایران بوده است که در ادوار مختلف دارای رسانه‌های پرتیراژ مکتوب بوده و در حال حاضر نیز هفته‌نامه صدا که جایگاه ویژه‌ای در میان فعالین سیاسی اصلاح‌طلب دارد، برای این حزب فعالیت می‌کند. کارگزاران برخلاف دیگر احزاب اصلاح‌طلب، دارای توان اقتصادی بالا است و در کنار داشتن تشکیلات گسترده در سراسر کشور با حرکت در پارادایم فکری متفاوتشان توانسته‌اند دیدگاه حزبی‌شان را به مردم و فعالین سیاسی بشناسند و از این نظر نیروهای حزبی‌شان را متمایز کنند.
کارگزاران سازندگی پس از انتخابات ۹۲، تلاش کرده است با استفاده از فرصت به‌دست‌آمده و با اتکا به تجربه‌ی گران‌سنگی که از حضور در قدرت دارد، اقدام به نوسازی تشکیلانی خود کند و ازاین‌رو با شناسایی و جذب افراد توانمند و خوش‌فکر رویکرد متفاوتی را در پیش بگیرد و به نظر می‌رسد با توجه به زیرساخت‌های مناسب این حزب و گسترش روزافزون آن، در بزنگاه تاریخی کارگزاران ایران قادر خواهند بود نقشی پررنگ‌تر از سایر احزاب اصلاح‌طلب در سپهر سیاست ایران ایفا کنند.
با توجه به آنچه آمد و حضور پررنگ کارگزاران به‌ویژه در بدنه سیاسی دولت فعلی، به نظر می‌رسد این حزب بتواند بیشترین سهم را در میان احزاب اصلاح‌طلب در مجلس آینده ایران از آن خود کند و یکی از کاندیداهای تشکیل نخستین فراکسیون حزبی مستقل و مؤثر در ایران پس از انقلاب اسلامی باشد. از این منظر نگاه دوباره به کنگره سراسری این حزب، می‌تواند دارای معانی بسیاری باشد و هشداری باشد برای نخبگان سیاست.

اخبار مرتبط


ارسال نظر

Go to TOP